اقسام حقوق در اسلام

85878599859132506001807012056

اقسام حقوق در اسلام

اقسام حقوق دراسلام: حق از نظر دانشمندان اسلام  بنابر اعـتبا رات مختلف تقسیمات مختلف دارد

اول: اقسام حق به اعتبار صاحب حق: حقوق به اعتبار صاحب حق به دو بخش تقسیم میگردد:

الف: حقوق الله.

بــ: حقوق العباد.

دوم:  اقسام حق به اعتبار محل حق: حق به اعتبار محل حق به حقوق مالی وغیرمالی، حقوق شخصی وحقوق عینی، حقوق مجرد وغیرمجرد تقسیم میگردد.

سوم: اقسام حق به اعتبار مویده : حق به اعتبار مؤیــده به حق دیانی (وجـــدانی) وحق قضائی، تقسیم شده است.

حقوق  الله (سبحانه وتعالی) :

حقوق انسان در اسلام  : دانشمندان اسلام حقوق انسان را ([1]) از دیدگاه های مختلف تقسیم بندی کرده اند، ولی از دیدگاه  قانونی حقوق را به حقوق سیاسی و حقوق مدنی تقسیم نموده اند.

حقوق مدنی  به حقوق عام و حقوق خاص تقسیم شده است:

حقوق عام و حقوق خاص .

الف:حقوق عام: حقوقی است که به کرامت انسان، سلامت جسد، حرمت مسکن، حق مالکيت، انتقال وغيره تعلیق میگیرد:

1)حق انسانیت وکرامت انسانی: الله (سبحانه وتعالی) انسان را منحیث يک مخلوق با امتياز بدون در نظر داشت دین وی مکرم بيان داشته است الله (سبحانه وتعالی) میفرمايد: )وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنْ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا( ([2])

ترجمه: ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم؛ و آنها را در خشکی و دریا بر مرکبهای راهوار حمل کردیم؛ و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم؛ و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده‌ایم برتری بخشیدیم.

انسان اشرف المخلوقات است، خالق متعال او را با ساختمان فزیکی زیبا خلق نموده است: )خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ( ([3])

ترجمه: که ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریدیم.

اصل پيدايش وی بسیار پاك و مقدس است؛ زيرا بعد از خلقت صورت مادی آدم A روح پاکی در وی دمیده شد: )فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدینَ( ([4])

ترجمه: هنگامی که کار آن را به پایان رساندم و در او از روح خود یک روح شایسته و بزرگ دمیدم همگی برای او سجده کنید.

2)حق زنده گی: منظور از حق زنده گی انسان در اسلام حفظ شخصیت انسانی در عناصر مادی آن مثل جسم به تمامی اعضای و معنوی مثلاً: کرامت، ‌افکار ذهنی معتقدات و غیره میباشد. از همین سبب خالق متعال میفرماید: )مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنی إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمیعًا( ([5])

ترجمه: به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرّر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.

رسول الله ص برای امت خویش تعلیم داد که انسان منحیث انسان حق دارد که در جامعه زنده گی نورمال داشته باشد، این حق از زمان موجودیت وی در رحم مادر آغاز و حتی بعد از مرگ شان هم ادامه میداشته باشد به همین علت است که در اسلام اجهاض (از بین بردن طفل در رحم مادر) حرام گردید و کشتن دختران نوزاد که در اندیشهء های تعصبی جاهلیت بود، ممنوع قرار داده شد: )وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ( ([6])

ترجمه: و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشید! ما شما و آنها را روزی می‌دهیم.

در طول زنده گی  بخاطر حفظ جان انسان، قصاص لازم گردید و حتی بعد از مرگ مثله نمودن و بی ادبی در مقابل اجساد مرده گان تحریم شد.

3)حقوق اخلاقی: احترام به انسان منحیث یک موجود با کرامت بدون در نظر داشت معیار های عقیدتی، ‌فکری و جنسی یکی از برنامه های حقوقی اسلامی میباشد که این حقوق شامل حقوق همسايه، حقوق همشهريان، حقوق همکاران و هم صنفان وغيره میگردد.

این حقوق اخلاقی حتی بعد از مرگ نیز توسط شخص رسول الله ص مراعات میگردید.

در حدیث شريف از حضرت جابر بن عبد الله F روايت شده که از مقابل ما جنازهء را گذشتاندند و نبی کريم ص در مقابلش ايستاده شد و ما هم ايستاده شده برایش گفتيم که ای رسول الله ص! اين جنازهء شخص يهودی بود، گفت: هرگاه جنازه را دیدید در مقابلش ايستاد شوید. ([7])

و در حدیث دیگری روايت است که وقتی برایش گفتند که او جنازهء يهودی است فرمود: آيا او انسان نیست. ([8])

4) حق آزادی : آزادی يکی از مبادی مهم سیاست اسلامی میباشد اين آزادی برای انسان زمانی حاصل میگردد که از قيد  غلامی نجات يابد.

زشت ترين قيد غلامی در فکر، اندیشه و عقيده میباشد هنگامیکه مسلمانان برای نشر اسلام به فارس آمدند و حکومت های ظالمان مانع دعوت اسلام میشدند، مسلمانان برای نجات ملتهای مظلوم و رساندن حق بطرف فارس حرکت نمودند.

رستم قوماندان قوتهای فارس سه شب متواتر يک تن از رهبران مسلمانان را ملاقات مینمود و از آن سوال مینمود که شما برای چی آمده ايد: هر کدام ربعی بن عامر وحذيفه بن محصن و مغيره بن شعبه همه در قادسیه به رستم، میگفتند: الله (سبحانه وتعالی) ما را فرستاده است تا مردم را از عبادت بنده گان به عبادت خالق يکتا بکشانیم و از تنگی دنیا به وسعت آن و از ظلم ادیان به عدالت اسلام.

هنگامیکه آزادی بشريت از قيد غلامی زور گويان و ستمگران تضمین گردید، اسلام برای ملت های آزادی های ذيل را میدهد:

الف: آزادی فکروعقيده: در دین مقدس اسلام هر کسی حق دارد که درحکومت اسلامی زنده گی خويش را آزادانه سپری نمايد و در طول تاريخ در بسا از کشور های اسلامی يهودی ها، مسیحی ها، هندو ها، بودايی ها و ساير پيروان ادیان مختلف آزادانه زنده گی نموده اند و هيچ کسی حق ندارد که آنان را بزور مسلمان بسازد؛ زيرا در آيت قرآن کریم است که: )لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ( ([9]) در پذيرفتن دین زور نیست.

ولی خارج شدن از دین مقدس اسلام يک حق نیست؛ زيرا دین مقدس اسلام هم (دین است وهم قانون) بناءً کسیکه بعد از مسلمان بودن مرتد میشود در حقيقت بر علاوهء منکر شدن از دین بر ضد قانون الهی نیز بغاوت نموده است.

آيت قرآنی فيصله نموده است که: )لا إِكْراهَ في الدینِ( ([10]) ترجمه: در قبول دین، اکراهی نیست. به اساس اين آيت شريف هيچ مسلمان حق ندارد که کسی کدام يهودی، نصرانی و يا بت پرست را مجبور سازد که مسلمان شود.

ولی ازينکه اسلام مجموعهء از نظام ها و قوانین است بناءً کسیکه مسلمان میشود و بخواهد بر ضد نظام وقانون اسلام طغيان وسرکشی نمايد، مجازات میگردد.

بـــ: آزادی بيان: حق آزادی بیان: در نظام سیاسی اسلام هر کسی حق دارد که آزادانه صحبت نمايد و هم چیزی بنويسد ولی آزادی بيان در دین مقدس اسلام با آزادی بيان در نظام های غير اسلامی فرق دارد؛ زيرا آزادی بيان در دین مقدس اسلام در داخل چوکات اخلاق اسلامی بوده و هيچکسی حق ندارد بر دین، مذهب، عقيده و مقدسات کسی توهين نمايد و يا هم بالای کدام شخص چیزی را نشر نمايد که سبب توهين آن شخص گردد.

انسان مسلمان در چوکات اخلاق اسلامی میتواند آزادانه پيشنهاد، انتقاد و ابراز نظر نمايد.

هدف از آزادی بيان در اسلامی تطبيق عدالت در جامعه و محو هر نوع ظلم و بيعدالتی میباشد.

رسول الله ص مردم را به آزادی بيان تشويق نمود وحتی بزرگترين جهاد، گفتن سخن حق در مقابل پادشاه ظالم را میدانست.

عنْ ابي عبدِ اللَّه طارِقِ بنِ شِهابٍ الْبُجَلي الأَحْمَسی y أَنَّ رجلاً سأَلَ النبي ص وقَدْ وَضعَ رِجْلَهُ في الغَرْز: اي الْجِهادِ أَفْضَلُ؟ قَالَ: «كَلِمَةُ حقٍّ عِنْدَ سُلْطَانٍ جائِر» رَوَاهُ النسائيُّ بإسنادٍ صحيحٍ.

از ابو عبد الله طارق بن شهاب بجلی احمسی y روايت است که: شخصی از رسول الله ص در حاليکه پايش را در رکاب نهاده بود، پرسید که: کدام جهاد برتر است؟ فرمود: سخن حق که در برابر پادشاه ستمگر گفته شود.

صحابهء کرام F که شاگردان مکتب نبوت بودند در بسا مسائل بصورت آزادانه در امور سیاسی مملکت انتقاد مینمودند، که در بعضي حالات با شخصی پيامبر ص مناقشه مینمودند.

رسول الله ص هیچگاهی در زنده گی خویش کسی را به پذیرش اسلام با زور وقوت وادار نساخته؛ زیرا او عقیده داشت که: )لَا إِكْرَاهَ فِي الدینِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيّ( ([11]) بر علاوهء این عقیدهء مستحکمی که داشت بازهم الله (سبحانه وتعالی) برایش میفهماند که نباید که کسی را به زور و خشونت به پذیرش اسلام  مجبور سازد: )أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنینَ( ([12]) و برای شخص رسول الله ص و امتش توصیه شده است که با اهل کتاب و سایر اهل ادیان رابطهء انسانی و اخلاقی را مراعات نموده، حتی در مناقشات اعتقاد با آنان اسالیب نیک و خوب را مراعات نمایند. و يقول: )وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالتی هِيَ أَحْسَنُ( ([13]) ترجمه: ا اهل کتاب جز به روشی که از همه نیکوتر است مجادله نکنید.

5) حق مشوره دهی: رسول الله ص با اصحاب خود بسیار مشوره میكرد و از مشوره با اهل نظر و بصيرت و با كسانی كه دارای علم و عقل بودند و از نیرو و ايمان قوی بر خوردار بوده در راه نشر دعوت اسلامی جان نثاری كرده بودند از مشوره با اينان هيچگاه منصرف نمی شد كه هفت نفر شان از انصار و هفت دیگر شان از مهاجرين بودند و از آنجمله: حمزه، ابوبكر، جعفر، عمر، علی، ابن مسعود، سليمان، عمار،  حذيفه، ابو ذر، مقداد و بلال F و با غير اينها نیز مشوره میكرد ليكن در مشورهء اكثراً به اينان مراجعه میكرد، لذا انان بمثابه مجلس شوری بودند.

رسول الله ص برای امتش تعلیم داد که مشوره و اظهار نظر مثبت برای اصلاحات رهبریت یکی از مکلفیت های ایمانی مؤمنان میباشد.

در کتاب الرحیق المختوم آمده است: «حباب پسر منذر» هم چون كارشناس نظامى كه آن سرزمین را خيلى خوب مى شناخت گفت: اى پيامبر! آيا اين جا را به اختيار خود برگزيده اى و امكان عوض كردن دارد؛ يا اين كه به دستور الله (سبحانه وتعالی) فرود آمده اى و عوض كردنش روا نیست؟ پيامبر ص گفت: در صورتىكه مصلحت نظامى و استراتژى مقتضى باشد، تغيير دادن محل ايرادى ندارد. حباب گفت: اين جا براى ماندن مناسب نیست به مردم امر كن كه حركت كنند تا به كنار آبى كه دشمن نزدیك تر است برويم و منزل گزينیم و چاه هایى را كه پشت سر آن آب است پر كنیم و حوض هاى دیگرى بسازيم و از آب پر كنیم و براى پيكار با دشمن خود را آماده نماييم. با اين توضيح ما داراى آبيم و دشمن از آب محروم خواهد بود. پيامبر فرمود: نظر درستى دادى و اشاره خوبى كردى. ([14])

آن گاه پيامبر ص برخاست و لشكر را تا نزدیكى آبى كه به دشمن نزدیك بود؛ سوق داد. پاسى از شب گذشت و چندین حوض و بركه را ساختند و بدین وسیله دشمن از آب، محروم گشت.

6) حقوق عدم تمییز عنصری: رسول الله ص بخاطر از بین رفتن تبعیض نژادی برای همه فهماند که همه اولادهء آدم A هستند و فرقی میان سیاه پوست، سفید پوست زرد پوست نیست و از نگاه زبانی همه کدام فرقی بین عرب و عجم نمیباشد.

در حدیث شریف از رسول الله ص نقل شده که فرمود: ‌((يَا أَيُّهَا النَّاسُ! إن ربكم واحد و إن أباكم واحد، ألا لا فضل لعربی على عجمی ولا عجمی على عربی و لا أحمر على أسود و لا أسود على أحمر إلا بالتقوى * )إإِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ( ألا هل بلغت؟ قالوا: بلى يا رسول الله! قال: فيبلغ الشاهد الغائب “قال الألبانی في” ([15])

ترجمه: ای مردم ! یقینا که پروردگارتان يكی است و یقیناً که  پدرتان يكی است، آگاه باشيد كه عربی را بر عجمی و عجمی را بر عربی، سرخ را بر سیاه و سیاه را بر سرخ هيچ فضل و برتری ای نیست مگر به تقوی آيا ابلاغ كرده ام؟ همه يكصدا گفتند: آری! رسول الله ص ابلاغ نمود.

7) حقوق سیاسی: رسول الله ص برای امت اسلام منهج و روشی را در حقوق سیاسی افراد جامعه منحث اسوهء نیک تقدیم نمود که این حقوق عبارتند از حق انتخاب رهبریت، حق بیعت، حق آزادی ها، حق داد خواهی عادلانه، حق زنده گی، حق عدالت، حق حمایت از ظلم، حق حمایت از تعذیب، حق حمایت آبرو، حق اقلیات غیر مسلمان، حق مشارکت در زنده گی عامه، حق حمایت از ملکیت.

8) حقوق اجتماعی: رسول الله ص در حقوق اجتماعی برای امت خویش امور مهم اجتماعی را مثل حق اختیار همسر، بنای خانواده، حقوق همسران، حقوق والدین، خصوصیات فرد و حمایت آن، حق آزادی اقامت و سفر و غیره.

(موضوع حق اجتماعی را میتوان در بحیث شخصیت اجتماعی رسول الله ص را میتوان استفاده نمود).

9) حقوق علمی چون حق تعلیم، حق تربیه، حق تحقیق و حق اجتهاد: رسول الله ص برای امت خویش توصیه نموده است که آنان باید به تعلیم و آموزش توجه داشته و تعلیم و آموزش را منحیث یک فرض بدانند. 72 – ( صحيح)

وروي عن أنس بن مالك y قال قال رسول الله ص:  طلب العلم فريضة على كل مسلم رواه ابن ماجه وغيره.

ترجمه: از انس بن مالک y روایت است که رسول الله ص فرمود: طلب علم بالای هر مسلمان فرض میباشد.

عَنْ أنسٍ y قالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَن خرَج في طَلَبِ العِلمِ، فهو في سَبيلِ اللَّهِ حتى يرجِعَ» رواهُ الترْمِذيُّ وقال: حدیثٌ حَسنٌ.

ترجمه: از انس y روايت شده است که پيامبر ص فرمودند: کسی که به خاطر کسب علم از زادگاه خود خارج شود، تا وقتی که برمیگردد، در راه الله (سبحانه وتعالی) است.

هنگامیکه اسیران جنگی غزوهء بدر را به نزد رسول الله ص آوردند، او به  آنان گفت که فدیهء آزادی آنان تعلیم ده تن از فرزندان مسلمان میباشد با وجود اینکه مسلمانان درین وقت به مال بسیارضرورت داشتند.

10) حقوق اقتصادی مثل حق مالکیت، حق کار، حق مزد و غیره:

حق کار و مزد: رسول الله ص برای مسلمانان فهماند که در جامعهء اسلامی هر فردی حق دارد که کار نمايد و از مزد آن استفاده نمايد اين حق برای هر هموطن داده میشود همچنان برای صاحبان کار فهماند که حق مزد حق هر کارمند و کارگراست و باید به وقت آن پرداخته شود: «‌عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَعْطُوا الْأَجِيرَ أَجْرَهُ قَبْلَ أَنْ يَجِفَّ عَرَقُهُ» ([16])

ترجمه: عبدالله بن عمر F میفرمايد که: رسول الله ص فرمود: برای اجير اجره اش را قبل از خشکيدن عرقش تسليم نماييد.

11) حقوق مدنی: )مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ(  ([17])

ترجمه: هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم؛ و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند، خواهیم داد.

ويقول أيضا: )لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً( ([18])

ترجمه: برای مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جای می‌گذارند، سهمی است؛ و برای زنان نیز، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان می‌گذارند، سهمی؛ خواه آن مال، کم باشد یا زیاد؛ این سهمی است تعیین شده و پرداختنی.

بـ: حقوق خاص: حقوقی است که نتيجهء روابط اجتماعی بين افراد مجتمع میباشد. ([19]) و اين نيز تقسيماتی دارد، مثل: حقوق خانواده،‌ حقوق مالی: که به حقوق عينی وحقوق شخصی وحقوق معنوی وذهنی تقسيم ميگردد. حق عينی:  حقی است که به چيز مادی معين تعلق ميگيرد، مثل حق ملکيت، حق شخصی: حقی است که به اساس رابطهء قانونی بين دو شخص صورت مگيرد.

[2] – سورهء الاسراء، آیت: 70..

[3]– سورهء التين، آیت: 4..

[4]– سورهء الحجر، آیت: 29..

[5]– سورهء المائده، آیت: 32..

[6]– سورهء الانعام، آیت: 151..

[7]– عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ F قَالَ مَرَّ بِنَا جَنَازَةٌ فَقَامَ لَهَا النَّبِيُّ ص وَقُمْنَا بِهِ فَقُلْنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهَا جِنَازَةُ يَهُودِيٍّ قَالَ إِذَا رَأَيْتُمْ الْجِنَازَةَ فَقُومُوا. حديث نمبر1228 کتاب الجنايز صحيح البخاری.

[8]– لَيْلَى قَالَ كَانَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَقَيْسُ بْنُ سَعْدٍ قَاعِدَيْنِ بِالْقَادِسِيَّةِ فَمَرُّوا عَلَيْهِمَا بِجَنَازَةٍ فَقَامَا فَقِيلَ لَهُمَا إِنَّهَا مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ أَيْ مِنْ أَهْلِ الذِّمَّةِ فَقَالَا إِنَّ النَّبِيَّ ص مَرَّتْ بِهِ جِنَازَةٌ فَقَامَ فَقِيلَ لَهُ إِنَّهَا جِنَازَةُ يَهُودِيٍّ فَقَالَ أَلَيْسَتْ نَفْسًا وَقَالَ أَبُو حَمْزَةَ عَنْ الْأَعْمَشِ عَنْ عَمْرٍو عَنْ ابْنِ أَبِي لَيْلَى قَالَ كُنْتُ مَعَ قَيْسٍ وَسَهْلٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا فَقَالَا كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ ص وَقَالَ زَكَرِيَّاءُ عَنْ الشَّعْبِيِّ عَنْ ابْنِ أَبِي لَيْلَى كَانَ أَبُو مَسْعُودٍ وَقَيْسٌ يَقُومَانِ لِلْجَنَازَةِ. حديث نمبر1229 کتاب الجنايز، صحيح البخاری.

[9]– سورهء البقره، آیت: 256..

[10]– سورهء البقره، آیت: 256..

[11]– سورهء البقره، آیت: 256..

[12]– سورهء يونس، آیت: 99..

[13]– سورهء العنکبوت، آیت: 46..

[14]–  باده ناب ترجمه رحیق مختوم 1/308.

[15]– السلسلة الصحيحة 6/ 449.

[16]– حدیث نمبر2464 کتاب الاحکام، سنن ابن ماجة.

[17]– سورهء النحل، آیت: 97..

[18]– سورهء النساء، آیت: 7..

[19]– تعريف مصطفی الزرقا

POST A COMMENT.