انسان در قران

تحقیق و نگارش : پروفیسور نورالحق عزیزی            

           مروری به گذشته موضوع

 

قرآن ، همواره درمورد انسان به بحث پرداخته وازانسان سخن می گوید و اورا مخاطب قرارداده است . استعداد های مادی و معنوی او را   اعم از  اعضاء  و  جوارح، عقل، علم، اندیشه، ادارکات، اعتقادات، رفتار، کردارها و باورهایش را تصحیح؛ و در پیمایش مسیرفطرت بکارمی گمارد، از انحراف وتباهی باز میدارد؛ از سرشت انسان و جهان او را آگاه می سازد و به جهان بینی جهان شمول، مجهز ساخته، ارتباط اش را باخالق جهان وانسان، تنظیم می نماید،تا باهم آهنگی کامل با دستگاه عظیم جهان وکائنات ونظام آفرینش ،ودرک جایگاه ومقام عالی انسانیت درین پیکره هستی ،به هدف خلقت وفلسفه آفرینش خود پی برده ،ودرآن راه طی مسیرکند وشایستگی خلافت الهی را درین کره خاکی بدست آورده وبا درک  حقائق وجزئیات اشیاء،وبکارگیری دقیق ومفید موجودات ووسائل دست داشته،که تحت تسخیراوقراردارد ،رسالت خویش رابسررساند.

اما، جهل واستبداد،انحطاط وانحراف ازجاده انسانیت، بشریت را به سقوط وتباهی مواجه ساخته است و تمام نیروهای مادی ومعنوی واستعداد های بشری او را در راه نابودی اش بکارمیگمارد ودرنتیجه ، تصادم، تضاد وتقابل نیروی های  مادی و معنوی ؛علمی وعقلی بمیان آمده،راه های انکشاف،رفاه، سعادت وانسانیت را مسدود ساخته،کدورت ها ،حسادت ها،عداوت وظلم راسبب گردیده است .

درک نادرست وغلط ازفلسفه وجودی انسان وآفرینش جهان وهستی ،رمز و رازهمه این بدبختی ها وشقاوت های بشری است،که بادرک صحیح وسالم از فلسفه آفرینش انسان وجهان؛ ودرک جایگاه بس بزرگ وعالی او درکائنات؛ وایفاء رسالت ایمانی وانسانی اش،می تواند راه رابسوی،صلح،رفاه،مدنیت وانسانیت بکشاید وبا توجه بسوی فطرت وقانون آن، که قرآن واسلام علمبردارآن اند،بشریت راسروسامان بخشیده ونجات دهد.

انسان, این موجود باعظمت وبا این ویژگیهای منحصر به خودش، برای چه منظوری آفریده شده ورابطه اش با این جهان چیست ؟ درخلقت او برنامه ای در کار بوده ویااینکه ازروی تصادف درین هستی بمیان آمده است وروی چه هدفی آفریده شده است  ؟

این ها سوال هائی اند که درنتیجه تحقیق وپژوهش درروشنائی علم وعقل ودرپرتوانوار وحی الهی ,جواب آن رامی توان دانست که خلقت انسان وجهان با این عظمت،دقت وظرافت ونظام عالی،یقیناًاهداف بس بزرگ وعالی دارد ،که درک این حقیقت برای انسان،سعادت آفرین است،ومسیرزندگی اورابسوی حقایق بزرگ تغیرخواهد داد,و او را از بی برنامگی وبیهودگی وپستی ،نجات خواهد بخشید؛وپی خواهد برد که در وجود انسان تنها جسم اومطرح نیست،زیرا او ازنگاه جسم وپیکر مادی اش، درمقایسه باوسعت جهان ونظام کائنات، بسیار حقیر و ناچیز است،وازنگاه روحی ومعنوی،چنان عظمت وبزرگی دارد؛که دراین جهان وکائنات نمی گنجد،حضرت علی (t) می فرماید :

             دواءُک فیک و ماتُبصر            وداءُک منـک و ماتشعر

وتزعم أنک جُرم صغیر            وفیک انطوی العالَم الأکبرُ

(دوای تو در خود تواست،اما تونمی بینی و درد تواز خود تو است،اماتو درک نمی کنی ومی پنداری که تو یک جثه کوچک هستی، حال آنکه در همین جثه کوچک  تو, جهان هستی،باهمه بزرگی اش جای گرفته است).

پایان انسان بامرگ نیست،بلکه مرگ ,مرحله ای ازمراحل معینی است که آنرا طی می کند وباطی کردن آن به ابدیت می شتابد.

انسان موجودی است باعظمت،که الله (Y) از روح مقدس خود دروی دمید وخلیفه خویش ساخت وتمام موجودات هستی را تابع ومسخّربه اوگردانید وبا بهترین صورت وآفرینش او را آفرید.

 

انتروبولوجی: (ANTHROPOLOGY) تاریخچه انسان شناسی:

انسان شناسی ازقرون متمادی درطول تاریخ وجود داشته ودرکهن ترین فرهنگ ها واندیشه ها ریشه دارد وبه شکل تدریجی روبه رشد گذاشته است، وبمنظوردرک زوایای پنهانی ومبهم ابعاد مختلف زندگی انسان، تمایل شدیدی وجود داشته  است، واین امرسبب گردیده تاقابلیت های عظیمی برای دسترسی به سائر علوم درابعاد مختلف ایجاد گردد. دراساطیر,افسانه ها ,فرهنگ ها ومدنیت های پیشین ؛برداشت ها، تفسیرها وتعبیرهائی ازانسان رونما گردید؛که هیچکدام ازآنها مقرون باواقعیت نبوده وپاسخ گو ازحقیقت انسان نمی باشد .

بعدازآنکه بشربه وسایل اطلاعاتی دست یافت؛وازقبایل وعشایرمختلف ودورافتاده وغیرمعروف دراطراف واکناف زمین، اطلاع حاصل نمود   ، بحث  ها  و تأ ملات  بصورت  غیرعلمی درمورد انسان آغاز گردید و درنتیجه ؛ بااختراع وسایل مدرن اطلاعاتی،مباحث ومطالعات علمی،پیرامون علم جامعه شناسی وانسان شناسی آغازشد. که در دوران باستان بعنوان (مردم شناسی) توسط علماء و دانشمندان علم تاریخ،علوم طبیعی وفلاسفه مطرح گردید وبالآخره درسال های دهه (50و60) قرن نزدهم میلادی،بمثابه یک علم شناخته شد.[[1]]

درقرن حاضر,دانشمندان در روشنائی دست آوردهای علمی وپژوهش های انجام شده ،تاحدود اندکی توانسته اند بعضی ازجوانب پوشیده ازحقیقت انسان را پاسخ علمی بدهند که هرگزقناعت بخش نمی باشد .

اماانسان شناسی درمشرق زمین نیزسابقه طولانی دارد،وهریک ازادیان ومذاهب،تعبیرها وتفسیرهائی را ازانسان ارائه داشته اند وطبق رهنمودهای مذهبی ودینی شان،تصویرخاصی ازانسان را به نمایش گذاشته ومتناسب با اختلافات دینی ومذهبی وتعدد ادیان ،نظریات متفاوت پیرامون انسان ارائه گردیده است؛ که بعضی ازاین نظریات درفصل پنجم این رساله ,به بحث گرفته شده است .

تاریخچه انسان شناسی دراسلام بصورت کل،به زمان رسالت رسول الله (r) وظهوراسلام ,بازمی گردد وسابقه چهارده صد ساله دارد،که برا ی اولین بار از انسان بحث بعمل آمد وانسان محورهمه  امورقرارگرفت وجایگاه عظیم ومنزلت بزرگ اوبه نمایش گذاشته شد؛ومسلمانان مکلفیت پیدا کردند تا درمورد اسرار خلقت وآفرینش،تحقیق نموده ودست بکارشوند:﴿قلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ [[2]](بگوسیرکنید درزمین پس درنگرید چگونه آغازکردآفرینش را .).

درقرون بعدی بصورت مشخص ,علم انسان شناسی توسط دانشمندان اسلامی مانند:ابن خلدون،البیرونی،ابن بطوطه، مسعودی، یعقوبی، مقدسی، ادریسی ، ابن فضلان، ابن خردابه وغیره درروشنائی نصوص شرعی(قرآن وسنت) پیریزی گردید،وبرای اولین باربنام (انسان شناسی) تحقیقات علمی را انجام دادند،(برخلاف نظر کسانی که می گویند علم انسان شناسی ازابتکارعلمای غربی است),اساس و تهداب علم انسان شناسی رابصورت علمی گذاشتند وازبین آنها البیرونی(973-1048) لقب(پدرعلم انسان شناسی) راحاصل نمود ودرین مورددرساله تحت عنوان:(البیرونی اولین عالم علم انسان شناسی) نگاشته شده است؛ودانشمندان غربی مانند:(باکن وبر، فلسفرید وباریتو،ارنستجلز)هم ازآثارابن خلدون،البیرونی وغیره دانشمندان اسلام, متأثراند.[[3]]

وباتأسف که این علم بعدازابن خلدون از رشد بازماند.

اندیشه انسان شناسی درغرب،ناشی ازفلسفه یونان واندیشه فلاسفه آن مانند: سقراط،اپیکتوس،مارکوس واورلیوس می باشد، وسقراط برای اولین بار، انسان رااساس اندیشه فلسفی وتفکرعلمی خویش قرارداد وبه تعقیب آن ,فلاسفه دیگر مانند :(افلاطون،رواقیون وغیره،بحث های علمی خودرا درمحورانسان متمرکز ساختند که بدلیل بیگانگی وفاصله آنها ازوحی الهی وهدایت پروردگار،کاری از آنها ساخته نشد وبعدازظهورعیسی (u) تفسیرهای جدیدی ازانسان ارائه گردید که با نظریات این فلاسفه درتضاد واقع شد, وبرخلاف نظریات آنها،انسان بعنوان موجودی شناخته شد؛ که حامل پیام الهی بوده وازکرامت وعظمت ویژه که ازجانب الله(Y) بوی عنایت شده برخورداراست . اما بعدازآنکه مسیحیت دچارانحراف شد، وانسان منبع شرارت پنداشته شد وعلم درانحصاررهبران کلیسا وقوانین خود ساخته وزاده فکر آنها درآمد،وجزتقلید کورکورانه ازرهبریت کلیسا واعتقادات آنها، راهی برای دانشمندان باقی نماند،وانسان بعنوان موجودی فاقد اعتباروبی ارزش معرفی شد،تااینکه بالآخره نهضت مخالفت ونافرمانی باکلیسا واوامرآن برپا شد؛ و نظریات قرون وسطائی رهبران کلیسا که با پیشرفت و علم سازگاری نداشت وبا آن درمخالفت واقع شده بود،به تمسخرگرفته شد؛وبالآخره بادین بصورت مطلق وداع گفته شد ونظریه (اومانیسم) یعنی انسان مداری بگونه افراطی آن،پدید آمد وانسان ملاک ومعیارهرچیزقرارگرفت؛وبرخلاف نظریات کلیسا ,به علوم طبیعی؛ به هدف نفوذ هر چه بیشتر برطبیعت ودشمنی بااخلاق ومعنویت،توجه مبذول گردید وانسان بعنوان موجود مادی محض وجزئی ازموادطبیعی شناخته شد ودرهمین بستر، نظریه انسان شناسی بمیان آمد و کوشش بعمل آمدتا انسان را بااستفاده ازابزارهای مادی وعلوم طبیعی وتجربه های بشری،درلابرتوارها،موردشناسائی قرارگیرد .که درنتیجه مطالعات وکاوش ها ی علمی درساحه، علوم روانشناسی با فروعات آن وعلوم اجتماعی با شاخه ها ی فراوان آن، بمیان آمد که ازآن جمله : انتروپولوژی بمعنای انسان شناسی؛ که یکی ازعلوم تجربی ودارای شاخه های فراوان است،ایجاد گردید. وطبیعی است؛که شناخت انسان، صرف ازیک زاویه تنگ وتاریک مادی محض، کاری رابجائی نمی رساند،زیرا انسان موجود دوبعدی،ناشناخته وپیچیده است، وشناخت انسان ایجاب می نماید، تاعرصه های مختلف زندگی اوبصورت همه جانبه مورد ارزیابی قرارگیرد،به این ترتیب ،انسان شناسی درغرب با وجود اهتمام و توجه جدی به این علم؛ وسائر رشته های علوم طبیعی ،دچاربحران روزافزون گردید،که تالیفات علماء انسان شناس غربی، ازرکود مطلق این علم درغرب ،حکایت می کنند، که تألیف دوکتاب تحت عنوان های:

(آینده انسان شناسی تحوّل یاتحلل ).:و( بحران انسان شناسی دربریتانیا) تألیف: بناجی (banaji) Thefatar Anthroplogy-Disintegrationou Metamorpnosis) of: Niednam (یندم) درسال 1970 م – شاهد این مدعا اند .[[4]]

همچنان دربین تألیفات وکتاب هائی که درمورد انسان شناسی توسط علماء غرب نگاشته شده است، کتاب موزون وقابل توجه وجود ندارد ،که انعکاس دهنده حقیقت باشد. اگرکاری هم صورت گرفته است،تکمیل ،تشریح وتغیرنظریات علماء قدیم (نظریات فلاسفه یونان قدیم ) میباشد .

اکنون این نظریه به قوت خود باقی است که علم انسان شناسی درغرب , درحالت بحران درحال توسعه قراردارد،ومشکلات فعلی جوامع غربی درعرصه دین؛ ونبود مرجع موثق دینی،این مشکل راهر چه بیشترعمیق وگسترده ترساخته است .

 (ماکس شلر) دانشمندغربی درین مورد اعلان خطرکرده میگوید :” امروزه انسان شناسی علمی- فلسفی وانسان شناسی متکی به الهیات،نسبت به یکدیگر و متقابلاً یکسره بی اعتناهستند. با این وصف،تصوروتلقی واحدی ازانسان نداریم ، علاوه براین، علوم تخصصی که پیوسته تعداد شان روبه افزایش است وبامسایل انسان سرکاردارند ،بیشترپنهانگرذات انسان درپرده حجابند تاروشنگرآن “.[[5]]

علاوه برآن،عوامل دیگری نیزدرین امردخالت داشته است که مختصراَبه آن اشاره می نمایم:

– بروزاختلافات وپراکندگی درنظریه های انسان شناسی،بی بند وباری فکری بعلت نبود مرجع مشخص ومعتبردینی که قابل اعتماد بوده وهدایت گرباشد.

– عدم اعتماد برکتب مقدسه موجود،اعم ازعهد عتیق وعهد جدید،به دلیل وجود تحریف ها، اشتباهات وتناقضات که حتی درمورد وحیانی بودن آنها شکوک وشبهاتی نزد پیروان آن کتابها ایجاد شده است .

– عدم سازگاری این متون باپیشرفت هاوانکشافا ت جدید علمی .

 وعلاوه برآن ،نادید ه گیری ارزش های معنوی انسان ازقبیل: اخلاق، عفت، شرف وکرامت انسانی،همه این امورسبب شده است تاانسان رابعنوان یک حیوان اجتماعی ای معرفی کنند ؛که جز در موارد خاص ظاهری،باچهارپایان تفاوت چندانی ندارد .

اکنون این سوال مطرح می شود که چگونه می توان پاسخ به این سوال ارائه کرد که انسان چیست؟ ومعتبرترین مرجع برای پاسخ گوئی به این سوال کدام است؟

بلی! پاسخ دقیق این سوال را باید ازمرجعی دریافت کرد که خالق انسان ، جهان وکائنات است .ووحی آسمانی که معتمد ترین،مستحکم ترین وقوی ترین مرجع برای شناخت انسان وهرپدیده دیگردرین جهان است,وبمنظور هدایت بشرآمده،باانسان سروکارداشته و از انسان بحث می کند وبه او امر  و    نهی       می کند، طبیعی است که چهره واقعی وحقیقی انسان رانیز به معرفی می گیرد واورا طوری که هست، مورد بررسی قرارمیدهد ؛وبه جائی می رسد که انسان شناسی عقلی وفلسفی ، به آنجا توان رسیدن را ندارد.

متون دینی حاوی مطالبی است ؛که نه تنها زندگی دنیوی انسان را به معرفی می گیرد ، بلکه حقایقی پیرامون مسئله معاد،حقیقت حیات وروح وغیره موضوعات رانیزاحتوا میکند ؛که عقل ودانش وتجربه بشر ازدسترسی به آن عاجزاست.متون دینی,انسان رابصورت همه جانبه مورد ارزیابی قرارمیدهد ،هدف وغایه زندگی؛ ورابطه اش راباهمه موجودات هستی وباخالق جهان، تحت پوشش قرار میدهد، از ابتدای خلقت گرفته ،تاترکیبات وجودی او وامورپنهانی و رازهای قلب و وسوسه های نفس اورا نیزفراموش نمیکند:﴿ فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ[[6]] (پس باید که ببیند آدمی ازچه چیزآفریده شده ،آفریده شده است ازآب جهنده).﴿مِنْهَاخَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَانُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى [[7]](اززمین آفریدیم شمارا ودر زمین درآریم شمارا واز زمین بیرون کشیم شمارا باردیگر).”

﴿وَلَقَدْخَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ [[8]] (وهرآینه آفریدیم آدمی را ومیدانیم چیزی که بخاطرمی گذاردش نفس او وما نزدیک تریم ازشاه رگ گردن به وی).

مطالعه انسان درروشنائی قرآن؛عبارت ازبررسی آیاتی است که پیرامون انسان درقرآن وارد شده وبه شکل اجمالی، ابعاد مختلف انسان رامورد بحث قرارداده است،که معمولاَدرقرآن به نقاط مثبت ومنفی انسان اشاره  شده است ،وبیان گراین واقعیت است که هرگاه انسان ازتعالیم قرآن ووحی آسمانی بدورماند،اوصاف زشت وپلید دراونمایان گردیده ،زمینه برای کفر،انکار،وظلم مهیامی گردد،واگرازتعالیم وارشادات قرآن وهدایات الهی سیراب گردد وازمکتب وحی پیروی نماید،اوصاف نیک وشایسته دروجود اوپدیدآمده،تمام نیروها,غرایزوآرزوهای اوتعدیل می گردد وبسوی تکامل راه کشوده، شایستگی خلافت الله(Y) رادرزمین کسب می کند و بالای همه موجودات هستی برتری حاصل می کند.

مطالعه انسان درروشنائی وحی ویا به تعبیردیگر،انسان شناسی دینی،دارای ویژگیهائی است ؛که درمکتب های فکری واندیشه های بشری وجود ندارد،ازجمله اینکه ازمنبع موثق وقابل اعتماد سرچشمه میگیرد و ازجامعیت فوق العاده برخوردار است وچگونگی انسان وماهیت اورا بصورت واضح بیان میدارد،زیرا از منبعی سرچشمه می گیرد که خالق وآفریننده انسان وجهان است وعقل بشری وتجربه های انسانی هرگزنمی تواند به تنهائی ازحقایق موضوعات ماوراءماده ،پرده بردارد. انسان شناسی دینی رابطه انسان رابا پروردگار،رابطه وجودی دانسته وانسان راموجودی معرفی میکند که  مخلوق الله بوده وحرکت بسوی اودارد ؛ وخداوند ازهمه چیز به اونزدیک تراست :﴿ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَلَكِنْ لَا تُبْصِرُونَ[[9]](مانزدیک تریم به شماازخودتان،ولکن شمانمیبینید).برعلاوه اینکه انسان شناسی دینی دارای ویژگیهای فوق است،استفاده ازعقل وعلم رانیزمردود نمی شمارد

انسان درعصرحاضر( قرن بیست یکم ) با دست آوردهای بزرگ درعرصه های مختلف:پیشرفت های علمی وتکنالوژی ارتباطات ومعلومات (بدون در نظر داشت انحرافاتی که به آن مواجه است)،تاحدودی توانسته است،مصداق عملی آنچه که قرآن درمورد وی قرن ها قبل گفته بود، واقع شود وبحیث موجودی خود راتبارز دهد که خطاب الهی:﴿ وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ [[10]](آیا درنفس های خود نمی اندیشید) ،متوجه او گردد وتوسط او،شمه ای ازاین اِخبارالهی تحقّق پیداکند که: ﴿ سَنُرِيهِمْ آَيَاتِنَا فِي الْآَفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ  أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ [[11]] ( زود است که بینمایانیم به ایشان نشانه های خودرا درآفاق ودرنفس های ایشان تا بدانند که اوحق است ).و در مورد اوگفته شود که:﴿وَالْعَصْرِ  إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ  إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ  [[12]](قسم به زمان،که هرآینه آدمی درزیان است مگرآنان که ایمان آوردند وعمل های شایسته کردند ویکدیگر را وصیت کردند به دین راست ویکدیگرراوصیت کردند به شکیبائی ). زیرا درقرون گذشته ازدست آوردهای علمی بشرخبری نبود وفقط ازاین سخن می گفت که : ترکیب وجودی انسان چه بوده وچگونه خلق گردیده است ؟

درعصرحاضرسوال های عمیق ومشکل درمورد انسان مطرح است ، که انسان چیست ،چه میخواهد وبه چه منظوری آفریده شده است؟و… بناءاً صِرف دین ووحی الهی است که جواب مُقنع درزمینه ارائه می کند،زیرا وحی ازچیزی خبرمیدهد وحرف میزند که قابل تردید نیست،ازعلم ویقینی سخن می گوید ؛که اساس آن قوی ومستحکم بوده ونقش تعین کننده درهدایت وراهنمائی بشر درهمه عصرها دارد . وعلم آنرا تردید نمیکند .قرآن کلام مقدس الهی، انسان را مورد خطاب قرارمیدهد:اورابه تأمل واندیشیدن درمورد مظاهر طبیعت،جهان محیط وماحول او و پدیده ها وموجودات هستی، ازموجودات ذره بینی گرفته تا بزرگترین اجرام سماوی وپیچیدگی های حیات, فرامیخواند،وبرای درک هویت حقیقی وراه یافتن بسوی خالق جهان ودوری ازهمه معبود های ساختگی که به عناوین مختلف پرستیده می شوند، دعوت می کند .

قرآن انسان رابه زندگی ورفتن بسوی ابدیت ،فرامی خواند وزندگی رابه حیات مادی وزود گذر دنیوی،محدود ومنحصرنمیسازد،بلکه زندگی دنیوی راپارۀ ازسفر دور و دراز که به آخرت واتصال به سیستم جاودانی ونظام بهشت یا دوزخ می انجامد، معرفی میدارد.وانسان راحلقه وصل بین خالق کائنات وسائر مخلوقات پنداشته،برای اوقدرت ماورائی می بخشد وشناخت الله (Y) را درشناخت نظام هستی میداند؛ که درهمه موجودات زمینی، نشانه های ازقدرت لایزال اومشهود است .

قرآن, انسان راجزئی ازاین طبیعت وموجودات هستی میداند که همه مصروف ستایش اوتعالی بوده ،ودراین هستی موجودی رانمی توان سراغ کرد که خارج ازاین قانون بوده وازستایش پروردگارش سرباززند ،﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا [[13]](ونیست هیچ چیزی، مگربه پاکی یاد می کند باستایش او ولیکن شما نمی فهمید( به پاکی یادکردن ایشان را)، مسلماً الله بردباروبخشاینده است ) .

قرآن, انسان رابه فراگیری علم ودانش امرمیکند،علمی که با دو با ل عقلانیت وتعهد،وبااستفاده ازحکمت به پروازمی آید،وانسان رابه قله انسانیت وعظمت ،رهنمون می سازد،علمی که انسان راازقید وبند مادیات واسارت نفس وشهوت نجات داده ،بسوی افق های وسیعی ازمعنویت ،هدایت می کند.

قرآن, انسان را ازشرمستکبران وسفاکانی که بنام وعنوان نظم وقانون جهانی، خود را بربالای دیگران تحمیل می کنند وخود راخدای جهان قلمداد نموده، شایسته عبودیت می پندارند،وبندگان خدا رابه بندگی خود فرامی خوانند وبه اسارت می کشانند ،آزاد می سازد .

وبالآخره قرآن، به انسان هدف تعین می کند وزندگی او راهدفمند می سازد و ازبیهوده گی وبی برنامگی, نجات میدهد و درمیسررفتن ورسیدن به هدف های عالی ،مقدس وارزشمند قرارمیدهد ،که همانا معرفت الهی وعبادت آن ذات بلند مرتبه ،ذات پروردگاریکتا وتوانامیباشد. تابدانوسیله شایستگی حمل رسالت بزرگ وخلافت الهی را درزمین پیداکند﴿ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ [[14]]( جن وانس راجز برای عبادت نیافریدم) .

انسان رابیهوده نگذاشته،اورابرای خودش وبرای قیام ورسیدگی به حقوق وادای مکلفیت هایش آفریده است.دراین جهان وهستی چیزی نیست که درخدمت انسان نبوده باشد ، بلکه همه پدیده های آسمانی وزمینی،برای اوآفریده شده وتحت تسخیر اوبوده است،پس چگونه امکان دارد که انسان درخدمت آنها قرارگیرد ؟

مطالب که دراین رساله موردبحث قرارگرفته وگنجانیده شده است ،تفصیل آنچه است که بصورت اجمال به آن اشاره صورت گرفت،وتصویری ازانسان را ازدیدگاه قرآن ارائه میدارد،ودرادامه کارتحقیق از(75) مأخذ استفاده بعمل آمده است؛ که اینک بعضی ازمهمترین آنهارا طورنمونه وبصورت مختصربه معرفی می گیریم :

1- الروح :

کتاب (الروح) یکی ازمؤلفات مشهورومعتبردرمورد روح است که توسط امام مجدد ابن قیم الجوزیه(رح) تالیف گردیده است،این کتاب حاوی(344) صفحه ودربرگیرنده عمده ترین موضوعات ومسایل پیرامون   روح    از قبیل:  حال    روح ،حقیقت احلام  ،تلاقی ارواح زندگان ومرده ها،سلام دادن به مرده ها، دعا به آنها ،دیدارروحانی حضرت رسول الله (r) باارواح انبیاءعلیهم السلام درشب اسراء ومعراج،قصه اسراء ومعراج،عذاب قبر،قدیم ویاحادث بودن روح، مسئله تناسخ ارواح ورد برآن ،فرق بین روح ونفس،وغیره موضوعات می باشد که تمام این مطالب راضمن بیست ویک مسئله مطرح نموده که هرمسئله دارای فروعات،فوائد وحکایات وشروح می باشد؛که درروشنائی آیات،احادیث،اقوال صحابه وتابعین ودانشمندان وفضلا ء امت اسلامی،مورد بحث وتحقیق قرارداده است  اماجواب قاطع درمورد حقیقت روح،بازمی گردد به فرموده الله(Y):            ﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا [[15]](وسوال می کنند تراازروح ،بگوروح ازفرمان پروردگارمن است ، وشما داده نشده اید از      علم ،مگراندکی).

این کتاب که درنوع خود ,نظیرندارد وازعمده ترین کتاب ها درمورد حقیقت روح، درروشنائی قرآن وحدیث بشمارمی رود .

شرح حال مولف:شمس الدین محمد بن ابی بکربن ایو ب بن سعد بن حریز، ابوعبدالله الذرعی الدمشقی،حنبلی،مشهوربه ابن قیم الجوزیة می باشد. در سال (691) هجری موافق باسال(1292)میلادی درشهردمشق،درخانواده مشهوربه فضل وتقوا ومعروف به علم ودانش تولد گردید ،علوم مختلف رافراگرفت، به فنون متعدد دسترسی یافت ودرعلوم شرعی وعربی به مرتبه تدریس رسید وبه منصب افتاء وامامت نایل آمد ودرمدرسه (صدریه) و(ام مدة) درمنطقه (الجوزیة) تدریس نمود.

استادان مشهور ایشان علی مجدد الدین ابی بکر محمدالمرسی التونسی متوفای سال(718)هجری والدایشان متوفای سال (723)هـ ،مجددالدین اسماعیل بن محمد الحرانی الحنبلی ، شیخ الاسلام تقی الدین احمد بن عبدالحلیم  بن  تیمیه  (728)  هـ ، علی زین الدین ابراهیم بن محمد ابی نصرالشیرازی الشافعی 714)هـ و دیگران می باشند.

شب وروزمشغول بود، نمازمی گذارد، تلاوت می نمود، دارای اخلاق حسنه ودوست داشتنی بود، حسد باکسی  نمی ورزید ودرزمان شان بیشتر ازهمه عبادت می کرد.

مولفات مشهور: وی بیش ترین مؤلفات داردکه مشهورترین آنها قرارذیل اند:

– زاد المعاد فی هدی خیرالعباد،اغاثة اللهفان،بدایع الفواید ،الصواعق المرسلة، اعلام الموقعین ،التبیان فی احکام القرآن ومدارج السالکین وغیره .

2- ابی آدم، قصة الخلیقة بین الاسطورة والحقیقة :

این کتاب تالیف دانشمند بزرگ جهان معاصر،دکتور عبدالصبور (شاهین), حاوی (191)صفحه ودربرگیرنده موضوعات خطیروتکان دهنده پیرامون حقایق خلقت آدم(u) میباشد. قصه خلقت که عقول وحواس فلاسفه وعلماء را در عصور مختلف بخود مشغول ساخته است؛واقوال ونظریات متفاوت حق وباطل،باهم خلط گردیده؛ واسرائیلیات واقوال خرافاتی ودورازحقیقت،مسئله راهرچه بیشترمغلق وپیچیده ترساخته است، دانشمندگرامی ما توانسته است قضیه راطبق استنباطات قرآن ،بعنوان مصدراول ومعتمد وموثق شریعت اسلامی، واحادیث رسول الله (r) بعنوان مصدردوم شریعت ،وباتصور معقول ومقبول وبادرنظرداشت اتجاهات علمی وتصویرحیات وزندگی بشر در روی زمین، باتلاش فراوان وتفکر عمیق وهمه جانبه وزحمات بیش ازحد،درمدت زمان(25) سا ل ویابیشترازآن،به پایه اکمال رسانیده وحقایق رابه بحث گرفته،وتبیین نموده اند. که طبق فرموده مؤلف،مطالعه این کتاب تأمل وتدقیق وتدبربیشترراایجاب می نماید.تا به افکار، اعتقادات وحکایات وارده پیرامون موضوع؛ پاسخ دریافت گردد .

این کتاب, در دو باب که هر باب آن مشتمل به چند فصل می باشد،مرتب گردیده وعناوین ذیل را دارامی باشد :

القصة بین العقل والنقل،الانسان بین العلم والقرآن،نظرة القدماء الی وجود الخلیقة، حدیث القرآن ،البشروالانسان،الطریق الی الجنة، برهان التکرار، البشرو اللغة، الانسان والملائکة ،السجود لبنی الانسان،موقف ابلیس من السجود، بین ابلیس وآدم فی الجنة ،اللغة والاسماء القدیمة،به لغت عربی تالیف گردیده است .

3– الانسان فی التصورالاسلامی :

این کتاب سلسله ازنشریه هائی است که به اهتمام وتوجه دانشمند گرامی (أ.الدکتور/محمود حمدی زقزوق) وزیراوقاف ورئیس مجلس عالی شئون اسلامی جمهوری عربی مصر،به لسان عربی ،تحت عنوان( قضایا اسلامیة) بصورت سلسله وار،بصورت مرتب,ماهانه نشرمی گردد،این رساله حاوی(154) صفحه می باشد ، موضوع انسان که دارای ابعاد مختلف می باشد،بشکل مقالات مختصرومرکّز,ترتیب گردیده تاخواننده درهرجانب ازجوانب موضوع طبیعت انسانی،آگاهی بدست آورده وطبق ارشادات قرآن وسنت نبوی،رابطه خود راباالله(Y) ومخلوقات وموجودات  هستی وبا سائرانسان ها درک نماید … ورسالت هام وخطیرخودرا بعنوان خلیفه الله (Y) درزمین ، به انجام برساند.

عمده ترین موضوعات شامل این رساله قرارذیل اند: القضیة الکبری،کرامت انسانی،خلقت انسان،عقل انسان،اراده انسان،انسان ومسئولیت،مدنیت وآبادانی زمین، انسان ودین،علاقات انسانی ، حقوق انسان  ،  انسان ومحیط او ، انسان و نعمت، انسان واعیاد وغیره .

 

4- الانسان فی القرآن: تألیف عباس محمود (العقاد)است،این کتاب در(173)صفحه ازطرف (مکتبة الاسرة) به چاپ رسیده است،حاوی مطالب مهم پیرامون انسان میباشد وموضوعات متعدد ازقبیل:الانسان المسئول،الکائن المکلف،روح وجسد،النفس،الامانة،التکلیف وحریة آدم و..میباشد،ودربخش اخیر کتاب، انسان را از دیدگاه مذاهب فکری ومذهب تکامل داروین،موردبحث قرارمیدهد .

مذهب داروین را درروشنی دین ونظریات علماء تردید مینماید.این رساله به زبان عربی تالیف گردیده وسوال دائمی انسان رادرمورد انسان وجهان در عصر حاضر، درروشنی عقیده دینی، پاسخ ارائه میدارد؛وبه بسیارمختصردرالفاظ کوتاه، مطالب عمده  نشأ ت انسان را ازدیدگاه مذاهب فکری وعلمی، بابراهین ودلایل قانع کننده، بیان میدارد.

 

5- انسان :

این کتاب که مجموعه ازنوشته ها،آثار وگفته های منتشرشده داکتر علی شریعتی شماره (24)باتصیححات وتجدید نظرهای وی می باشد وبدون نظارت اوغالبا بعداز وفاتش؛ وبامطابقت با نواراها ونوشته های وی، به چاپ رسیده است ومطالب مهم را پیرامون انسان تحت عناوین:انسان واسلام،آزادی،انسان،اسلام ومکتب های مغرب زمین،انسان آزاد،آزادی انسان،انسان و تاریخ، اگزیستانسیالیسم ،بصورت مفصل باسبک وشیوه عالی وفراگیر،گردآوری شده و در اخیر کتاب, ضمیمه های تحت عناوین:تنهائی،فلسفه خلقت انسان،وهکذاعکس برخی ازدست نوشته های اوبه چاپ رسیده است .

پیوست های نیز به این کتاب افزودشده است که ازطرف ناشراین مجموعه تهیه شده است واین پیوست ها شامل: فهرست آیات قرآن،فهرست اسامی اشخاص، فهرست اسامی فرق،اقوام وگروه ها ، فهرست اسامی اماکن،فهرست اسامی کتب ونوشته ها و فهرست مفاهیم وموضاعات دیگر می باشد .

این کتاب دارای ضخامت نسبتا بزرگتر ودارای (407) صفحه بوده و چندین باربه چاپ رسیده است.

 

6- کتاب التوحید:

 تألیف دانشمند بزرگ جهان اسلام ،استاد عبدالمجید عزیز الزندانی است؛ که به زبان عربی در(3) جلد تألیف گردیده است .

این کتاب که به شکل سلسله وارتحت عنوان(سلسة التوحید) به نشر رسیده، کوشش بعمل آمده است تا بابیان مثال های واضح،حقایق دین رابادلایل موجود درکائنات ربط داده طبق نیاززمان، به اثبات رساند. درین عرصه ازوسایل که به توضیح هرچه بیشترموضوع کمک می کند، استمداد می جوید وبا وضوح فکرو برهان سهل، امورهامه راجهت تثبیت عقیده اسلامی درقلوب مردم،به بحث و بررسی عقلی وعلمی قرارمیدهد .وبه این ترتیب، درمسئله توحید که اصل دین واساس ایمان را تشکیل میدهد ،برای آنانی که درمورد دین وعقیده شان دلیل قوی دراختیار ندارند ،کمک بسیارمفیدی را انجام میدهد ودرروشنائی علم ،منطق وعقل سلیم،افراد سلیم الصدررا در روشنائی قرارمیدهد.

 

7-  خدا ،جهان ، انسان: تألیف دانشمند گرامی فریدون(سپری)است که آیات موضوعی ازقرآن کریم را پیرامون موضوعات مختلف باسبک روان وساده، به بحث و بررسی گرفته اند.

مؤلف, کتاب خود را درشش بخش،تحت عناوین:مشیت الهی درآفرینش آیات آفاقی وانفسی وجهان آخرت، محوری بودن قرآن درمسایل حسی،فراحسی ادارکی وتعقلی،جلوه های نوری قرآن وسوره یوسف،انبیاء و وظایف این سوئی وآن سوئی بشر،تصاویر آیات درارتباطات انسان با خود،خانواده واجتماع ،قرآن و واژگان نیکو،بالترتیب مرتب نموده وتحت هرعنوان بخش های شش گانه ،عناوین متعدد دیگررا ذکر نموده و مطالبی را به بحث گرفته اند،که دربرگیرنده مطالب وموضوعات جالب ،باعظمت وشگفت آور وحیات بخش قرآن بوده که انسان رابه شناخت عظمت قرآن،الله توانا (Y)وباور وایمان عمیق به رسالت پیامبران الهی وبیان رسالت انسان وامیدارد، این کتاب حاوی(398) صفحه بوده وباقطع وصحافت زیبا،چاپ و در دسترس علاقمندان قرارگرفته است .

 

8- مااصل الانسان ؟ اجابة العلم والکتب المقدسة:                   

این کتاب تألیف دکتورموریس بوکای ( Maurice Bucaiua) محقق وجراح مشهورفرانسوی میباشد.

این کتاب که به لغت انگلیسی نگاشته شده عنوان انگلیسی آن :

What is the origin of mam? The Answers of science and the Holy scriptures. است،وتوسط دانشمندان ماهر وبرگزیده،بامشوره مؤلف که لغت عربی رانیز فراگرفته است، تحت  قیمومیت      « مکتب التربیة العربی لدول الخلیج» ترجمه ونشرگردیده است .

این کتاب چندین باربه طبع رسیده, باراول درسال( 1976) م و بار دوازدهم درسال (1985) م بازیادات وتنقیصات بچا پ رسیده است ودرزمینه علم ودین کتاب بی نظیراست. وبه لسان های:اندونیزی،اردو، فارسی، گجراتی، کرواتی وترکی ترجمه گردیده است. این کتاب تحت عنوان:(القران الکریم والتوراة والانجیل والعلم ) نیزبه وفرت مورد دسترسی قراردارد .

مؤلف دراین کتاب،مسئله اصل حیات وتنوع موجودات حیه ومفهوم تطّور را درحیوانات ،به بحث گرفته است.

مولف که خود یک دانشمند غربی می باشد ،فساد تصورات دینی وعلمی علمانی هارا تبیین نموده تصوردرست وصیحیح اسلامی را درمقابل آن, به بررسی گرفته است .

مولف نظریات داروین Lamarck ) و (Darwin رابا تحلیل های علمی ودقیق به انتقاد گرفته،فرضیه های نادرست وغلط آنها راکه بعنوان نظریه علمی مطرح است، تردید می نماید .موضوع خلقت انسان را از دیگاه تورات وانجیل وعلم ؛ودست آورد های علمی عصرحاضررا درمقایسه دقیق با نظریه قرآن، درروشنی آیات کلام الهی،مورد بررسی قرارداده, توافق نظریه علمی معاصررا بافراورده های علمی قرآن, به اثبات می رساند،واین درحالی است که مولف کتاب،یک علما نی بوده به دین ومسایل غیبی معتقد نیست.این کتاب دارای (240)صفحه بوده،مسئله تکامل درحیوانات وتکامل درانسان را درمقایسه باسائر موجودات حیه، و جواب کتب مقدسه درزمینه ،موضوع اصل انسان وتوافق بین دین وعلم را مورد بررسی قرارداده است .

[1] – ناصرفکوهی،تاریخ اندیشه ونظریه های انسان شناسی،نشرنی،چاپ دوم،1382تهران چاپ غزال ،ص21.

[2] – سورةالعنکبوت /20.

[3] – دوکتوراکبرانیس،احمد،نحو علم االانسان الاسلامی،(تعریف ونظریات واتجاهات)مترجم:عبدالغنی خلف الله،دارالبشیر،المعهد العالی للفکر الاسلامی،واشنگتن(سلسلة اسلامیة المعرفة5)طبع الاول1410هـ ص113.

[4] – دوکتوراکبر،س،احمد،نحو علم الانسان الاسلامی،(تعریف،اتجاها ت ونظریات)ص55.

[5] – انسان ازدیگاه اسلام،پزوهشکده حوزه ودانشگاه،ص8.به نقل ازرساله درباب انسان ،ترجمه بزرگ نادرزاده.

[6] – سورة الطارق/5-6.

[7] – سورة طه/55.

[8] – سورة ق/16.

[9] – سورة الواقعة/85.

[10] سورة الذاریات /21.

[11] – سورة فصلت /53.

[12] – سورة العصر /1-3.

[13] – سورة الاسراء /44.

[14]– سورةالذاریات /56.

[15] – سورة بنی اسرائیل /85.

POST A COMMENT.