قانوان گذاری و تشریع در اسلام

islam

تشریع وقانون گزاری :

تشریع وقانون گزاری درعهداسلام به دلیل موجویت وحی الهی بهترین مراحله میباشد .

مراحل اول : درعصر حضرت محمد(ص) بهترین دوره قانون گذاری در شرعیت اسلامی میباشد .

نخستین وحی الهی :

به تاریخ  ( ۱۷ ) رمضان سال ( ۴۱ )  بعداز میلاد زمانی پیغبر ( ص ) درغار حرا  درحال تفکر بود نازل گردید که   ( ۵ ) آیه سوره علق بود.

1 اقرا بسم ربکه الذی خلق 2  خلق الانسانه من علق 3 اقراربکه الا اکرام  4 الذی علمه بالا قلم

5 علم الانسانه مالم یعلم .

ترجمه:

بخوان به اسم پروردگارکه آفریده انسان را ازخون بسته  پروردگارت مکرم تراست آنکه آموزاند بواسطه  قلم آموزاند  انسان را چیزی راکه نمیدانست .

وآخرین وحی الهی در( ۹ ) ذالحجه  ( ۶۳ )  بعد از میلاد درمراسم خجعه الودی بود.

عبارت از آیه : الیوم اکملت لکم دینکم  رالملت علیکم نعمت ورضیت لکم الاسلام دینا

ترجمه :

امروز دین شما را تکمیل نمودم ونعمت  خویش را برابه شما دین مورد شماقرار دادم. وبعد از( ۸۱ ) روزآن پیامبر      ( ص ) وفات نمود.قرآن کریم درمدت 22 روز  22  ماه  22 سال نزدیک به 23 سال نازر گردید . ومراحل تشریع به دونوع است 1 –  درمکی و2 –  مدنی.

ویژه گی های مکی ومدنی :

آیات مکی معمولآ کوتا ودارای معنی زیاد بوده . و آیات مدنی طویل ترمانند. ( آیه بقره ) آیات مکی درباب اخلاق وعقیده بوده وآیات مدنی درباب عبادت. درآیات مکی خداوند مردم را یاایالناس به معنی ( ای مردم  ) خطاب کرده ودر آیات مدنی یاایاالذاین آمنو یعنی ( ای کسانی که ایمان آوردید ) ونزول وحی سه نوع میباشد .

الف –  نزول وحی بعد از وقوع حوادث :

( ولاتنکهوا المشرکات حتی یومه ولامه مومنته خیرمن مشرکه ولواعجبنکم )

ب –  نزول وحی بعد از سوال :

( ویسالونک عن المحیض قل هو اذی  باعتزلوالنساءفی المحیض ولاتغربوهن حتی یطهرون )

ج –  نزول وحی قبل ازوقوع حادثه ویاسوال :

به این معنا که الله ( ج ) به علم بالای که داشت هر وقت جامعه ضرورت به حکم پیدا می کرد باز الله ( ج ) آیات مبارکه را نازل می کرد.

تشریع درعصر پیامبر بر اصل جالب مصالح ودفع مفاسداستوار بوده که تمام احکام شریعت را در بر میگیرد.

یکی از ویژه گی دیگر آن  تدرج  درتشریع میباشد احکام به یک باره گی نازل نگردیده

1 – :  تدرج درتشریع باعیث سهولت شریعیت درعرصه تطبیق آن میگردد

2 – :  تدرج درتشریع باعیث خفیف ترتمام شدن احکام شریعیت میشود

3 – :  تدرج درتشریع باعیث میشود که احکام شریعیت را بشکل بهتر وخوبترآن فرا بگیرند

4 – :  تدرج درتشریع شرایط اجتماعی انسانها بطورکامل رعایت میگردد

5 – :  تدرج درتشریع توانایی های عقلی فکری افراد درنظر گرفته ودر جامعه که درآن بی سوادی حاکم باشد.

 1  –   تدرج زمانی :

احکام دریک وقت نازل نگردیده است بلکه به مرور زمان فرستاده شده است.

2  –   تدرج درانوع احکام شرعی :

دراحکام شریعیت به یک باره گی نازل نشده به ترتیب حلال وحرام گردیده است .

3 – :  تدرج دراحکام اولآ بطورکلی واجمالی وبه طورجزوی تفصلی گردیده است

الف :  تشریع مکی را مدنی تشریع  توضیع کرده .

ب : رفع حرج ومشقت است مانند > یریدالله بکم الیسراویریدبکم الیسر<

1 : تشریع رخصتی ها :  استفاده از اشیای حرام دروقت ضرورت

2 : تفصیل وتکالیف : تشریع الهی تکالیف زیادی به وجود نیاورده تمام ابعاد را درنظر گرفته

 

فصل چهارم منابع تشریع وقانون گذاری درسیستم  حقوق اسلام !

 

1 –  قرآن درلغت : مضدرمیباشد وبه معنی قراعت شده استیعمال گردید است.

دراصطلاح عبارت : از سخنیکه از جانب الله ( ج ) توسط جبراعیل ( ع ) برحضرت محمد ( ص ) به زبان  عربی نازل گردیده است . تلاوت آن عبادت حساب میگردد. شروع  قرآن کریم ازسوره فاتحه وختم آن درسوره ناس مییاشد .

 

ویژه گی های قرآن کریم :

قرآن کلام الله است دیگران از ساختن یک آیه وکلمه به شکل آن آجز استن پیروی از احکام وقواننین آن بر هر انسان فرض است . لفظآ ومعنی از جانب خداوند (ج) است وبه دگه زبان ها نیست به جز زبان عربی وبه هربار تلاوت آن 10 حسنه دارد .

 

کتابت وحفظ قرآن کریم :

کتابت وحفظ قرآن کریم را درسه مراحل  صورت گرفته است.

1 – :  درعصرپیامبر (ص)

2 – :  درعصر ابوبکرصدیق (رض)

3 – :  درعصر حضرت عثمان (رض)

 

2 –  سنت

سنت درلغت  : عبارت ازطریقه ، راه ، و روش ، برابری است چی این طریقه ، راه ، یا روش خوب باشد یا بد.

دراصطلاح  : عبارت از اقوال افعال وتقریرات حضرت محمد (ص) است .

تقسیمات سنت :

۱ –  به اعتبار ماهیت است ۲ –  به اعتبار سند است. سنت به اعتبارماهیت به سه بخش تقسم گردیده است.               ۱ –  سنت قولی ، 2 –  سنت فعلی ، 3 –  سنت تقریری

سنت قولی : عبارت ازحدیثی که پیامبر (ص) گفته  باشد مانند >انمل اعمال بالنیات

سنت فعلی : عبارت از آن عمالیکه پیامبر (ص) انجام داده باشد مانند نماز های 5گانه

سنت تقریر : عبارت از افعال واقوالی است که صحابه کرام درحضور یاغیابت پیامبر انجام داده باشد پیامبر یا تعید کرده باشد ویا سکوت اختیار کرده باشد.

حدیث به اعتبارسند به دوبخش تقسیم گردیده است .

حدیث مرسل : عبارت از حدیثی است که روایت کننده نام صحابی ویا راوی آن را بیان نکرده باشد.

حدیث مسند : عبارت ازحدیثی است که نام راوی ذکرگردیده باشد این هم البته به سه قسم است .

1 –  سنت متواتر : عبارت از سنت است که تعداد راوی های آن همه در قرن اول  ، قرن دوهم و

قرن سوم  به حدی باشد که درآن دروغ  وجود نه داشته باشد. حکم متواتر، منکرآن کافراست

2 –  سنت مشهور: عبارت از سنتی است که تعداد راوی ها آن را در قرن اول کم بوده ودر قرن دوم وسوم به حدی رسیده باشد که درآن دروغ وجود نداشته باشد. حکم سنت مشهور ، منکرین آن فاسد است .

۳ –  سنت احاد : عبارت ازسنت است که تعداد راوی آن نه به حدی متواتر نه به حدی مشهور برسد. حکم آن نظر به عقل انسان می باشد

حجت بودن سنت :

( یاایهاالذین آمنوا اطیعوالله واطعیوالرسول واولی الا مرمنکم  )

جایگاه سنت در قرآن :

از دوناحیه استلال میگردد

1 – : از ناحیه قرآن قطعی الثبوت است وسنت ظنی الثبوت است پس قطی الثبوت از ظنی الثبوت اول تر است .

جایگاه سنت درمقایسه باقانون :

از زاویه احکام آن 1: احکام سنت موکد احکام قرآن است مانند نماز های 5 گانه تاکید شده

2 – : احکام سنت مبین احکام قرآن است : قرار ذیل ( تشریع و توضیع است )

 

الف : سنت مبین احکام مجمل قرآن میباشد: مانند احادیث کیفیت نماز ادای زکات حج

ب : سنت مخصوص حکم عام قرآنکریم است .

ج : سنت مقید حکم مطلق می باشد .

د : دلایل سنت برحکام سنت براعیتبار احیانا قطعی میباشد سنت متواتر وگاهی ظنی میباشد مانند سنت مشهورواحاد به اعتبا دلالت آن بر احکام نیز گاهی قطعی وگاهی ظنی میباشد.

الف : سنت قطعی الدلاله حدیثی است که بیشتر ازیک معنی دلالت نکند .

مانند > فی خمس من الابل شاه<

ب  : سنت ظنی الدلاله عبارت حدیث که چندین معنی میدهد مانند>لاصلاه الابفاتحه الکتاب

3 –  منابع اسلام اجماع :

اجماع درلغت  : عبارت از اتفاق مجتهدین اسلام بعد از وفات پیامبر(ص) بریک حکم شرعی است .                           در اصطلاح  : به معنی عزم وتصمیم بریک شی آمده است .

شروط اجماع :

۱ – : اتفاق غیر مجتهدین بریک حکم شرعی اجماع نامیده نمیشود.

2 – : تمام مجتهدین باید اتفاق نمایند اگریکی آن ها مخالفت کند اجماع صورت نمیگیرد.

3 – :  باید مجتهدین مسلمان باشند.

4 – : باید اتفاق مجتهدین بریک حکم شرعی همان لحظه صورت گیرد.

5 – : اتفاق مجتهدین زمانی اجماع نامیده میشود که پیرامون حکم شرعی مانند وجوب حرمت ازمذب درآن  شامل باشد.

6 – : اجماع زمانی معتبر است که بعد از وفات پیامبر باشد.

7 – : اجماع توسط مجتهد واحد درست نیست.

مجتهد :

مجتهد : به کسی گفته میشود که دارای ملکه استنباط احکام شرعی داشته باشد.

شروط اجتهاد :

1 – : شناخت کامل ازپیرامون قرآنکریم.

2 – : شناخت کامل از پیرامون سنت نبوی.

3 – : شناخت کامل راجع به قضایایی که مورد اجماع قرار گرفته است.

4 – : شناخت کامل درمورد علم اصول فقه.

5 – : شناخت کامل علوم لغت ازقبیل صرف ،نحو،بلاغت وفقه الغت.

حجت بودن اجماع :

زمانیکه اجماع بادرنظر داشت شروط منعقد گردید دلیل قطعی ملزوم  به حکم مسله مورد اجماع بوده ومخالفت به آن نقض آن جایز نمیباشد .

1 – : ازنگاه  سنت نبوی :

پیامبر(ص) میفرماید >لاتجتمع امتی علی خطا <ترجمه : امت من پیرامون خطا اجماع نمی کنند.

2 – : اجتها د اصحاب درمقابل مانع زکات.

3 – : قیاس زمانی که روغن خوک حرام قیاس آن بر گوشت خوک میباشد.

انوع اجماع :

اجماع به دونوع میباشد.

1 – : اجماع سکوتی.

2 – : اجماع صریحی.

اهمیت اجماع درشرایط کنونی :

اجماع درشرایط کنونی داری اهمیت خاصی است مشروط که شرایط آن درنظر گرفته شود.

۴ – : منابع در اسلام قیاس

درلغت : به معنی برابر کردن و اندازه کردن است.

دراصطلاح : عبارت از برابرکردن حادثه که حکم آن در منصوص نیست و حادثه که حکم آن در منصوص است علیه بخاطر برابر بودن دوحادثه درعلت حکم

ارکان قیاس :

1 – :  اصل

2 – :  حکم اصل

3 – :  فرع

4 – : علت

مثال های قیاس :

مانند حق آبه حق راه رو حق پاین آب زمین میباشد .

انواع قیاس :

قیاس به سه نوع است.

1 – قیاس اولی :  عبارت از قیاس است که علت درفرع نسبت به اصل قوی باشد.مانند ( فلاتقل لهما اف ).

2 – قیاس مساوی : عبارت از قیاس است که علت دراصل وفرع هردوبطور مساوی  موجود میباشد. مانند ( ان الدین یکلون اموال الیتامی ظلما انما یا کلون فی بطونهم نادا وسیصلون سعیرا ).

۳– قیاس ادنی : به قیاس گفته میشود که علت دراصل قویترازفرع باشد. مانند:حرام بودن شراب و امسال آن.

حجت بودن قیاس :

حدیث مشهور زمانی که حضرت معاذ را به صفت والی به یمن فرستادن گفت چگونه قضاوت مینمایی گفت به قرآن سنت اجماع توسط اجتهاد که در حقیقت قیاس میباشد دیگر اعمال اصحاب کرام نیز قیاس نمودن.

۱ – استحسان درلغت :

استحسان درلغت  : به معنی نیک پنداشتن نیک دانستن ونیک فکرکردن است.

دراصطلاح : ترجیه قیاس خفی برقیاس جلی وآثنایی یک مسله جزی از یک اصل کلی است.

 

2 – مصالح درلغت :

مصالح درلغت : جمع مصلحت بوده به معنی منفعت نفع  فایده بوده.

انواع مصالح : مصالح به سه نوع است

1 – مصالح معتبر:

یکی از رشته مفاهیم است دراثرآن حکم جلب منفعت ودفع مفسدات تحقق پیدا میکند واز طرف شارع مبنی بر اعتبار آنها دلیلی نیز ارایه گردیده باشد مانند دربرابر قتل قصاص صورت می گیرد.

۲ – مصالح ملغاه :

مصاح ملغا یکی ازرشته مفاهیمی است که درنتیجه حکم آن جلب مصلحت ودفع مفسدات  تحقق میگردد و از طرف شارع به دلیل آن حکم وجود داشته باشد.مانند جهاد وحفظ جان .

۳ – مصالح مرسله :

مصالح مرسله یکی از رشته ومفاهیمی است که دراثر جلب منفعت ودقع مفسدات  تحقق پیدانمایند اما از طرف شارع درآن حکم دلیل ارایه نگردیده باشد .

حجت بودن مصالح مرسله :

حدیث مشهورحضرت پیامبر گه  معاذ بن جبل را زمانیکه او را منحیث قاضی به یمن فرستاد برایش گفت مصلحت کنند.

اعمال اصحاب کرام :

۱ – : کتابت قران کریم در دوره حصرت ابو بکر به مشوره حضرت عمر.

۲ – : صدور فرمان جنگ در مقابل مانع آن زکات توسط حضرت ابوبکر.

۳ – : قتل یک گرو در برابر قتل یک نفر توسط حضرت عمر.

۴ – :حساب نمودن طلاق های سه گانه توسط حضرت عمر.

شروط عمل به مصالع مرسله :

۱ – : مصلحت مرسله باید متناسب مقاصد شارع باشد نه در مخالفت با شریعت.

۲ – : مصلحت مرسله به خاطر یک حفظ یک امر ضروری باشد رفع یک حرج و یک مشقت باشد.

۳ – : مصلحت مرسله باید معقول باشد یعنی عقل به پزیرد.

۴ – : مصلحت مرسله باید حقیقی باشد نه وهمی.

۵ – : مصلحت مرسله باید عمومی باشد نه خصوصی.

ساحه عمل به مصاله مرسله :

میدان عمل به مصالح مرسله در ببخشش معاملات ، و سایل مدنی میباشد. اما در بخش عبادات نیست.

۳ – سدرالذرایع :

تعریف : به منای وسایل آمده است. اگر منجر به فعل حرام میشود. حود آن وسایل نیز حرام بوده. و مسدود کردن آن نیز واجب است.

حجت بودن سدرالذرایع :

دلایل زیاد در قران کریم ، سنت نبوی ، و اعمال صحابه ها میباشد.مانند ( احتکار ) که پیامبر منع قرار داده است.

۴ – عرف

تعریف عرف : عبارت از عادت قولی یا عملی میباشد.

خصوصیات عرف :

۱ – : عمل دوام داشته ( از گزشته شروع ، در حال جریان است و ، در آینده هم آدامه دارد.

۲ – : عنصر تکرار داشته باشد.

۳ – : عرف مورد پسند مردم باشد نه در مخالفت با جامعه باشد.

۴ – : عرف زمانی مورد عمل قرار می گیرد که جنبه اجرایی داشته باشد.

تقسیمات عرف :

۱ – : عرف با اعتبار قول و عمل.

عرف قولی : مانند عادت مردم در مورد استفاده کلمه ( ولد ) برای پسر ها.

عرف عملی : مانند عادت مردم در قسمت تقسیم مهر به دو نوع ( معجل و موجل ).

۲ – : عرف به اعتبار عمومی و خصوصی.

عرف عام : عبارت ار عمل عادتی همه مردم جهان مانند. استفاده آب بیشتر در حمام یا وقت بیشتر.

عرف خاص : عبارت از عادت مردم یکه منطقه. داستان ( لوی پکتیکا ).

۳ – : عرف صحت و فاسد.

عرف صحیح :  عبارت از عادت نمودن مردم به یک شی بدون اینکه حلال خداوند را خرام گرداند. مانند رفتن زوجه بعد از عروسی خانه شوهر

عرف فاسد : عبارت از عادت های است که حلال خداوند را حرام بسازد. مانند بانک ها ( سود ).

حجت بودن عرف :

۱ – اگر به تاریخ اسلام توجوع نمایم. نمایان است که الله ( ج ) عرف های بسیار پسندیده عرب از قبیل ( مثال مضاربت ، بیع ، اجاره و امسال آ ن ) پس خود این دلالت میکد به حجت بودن عرف.

۵ –  شروط عمل به عرف :

۱ –  با نصوص شرعی منافات نداشته باشد. یعنی باید عرف صحیح باشد.

۲ –  باید عرف اطرادی و یا اکثریت باشد اکثریت به آن پاه بند باشند.

۳ –  عرف بر تصر فاتیکه اساس انها قرار می گیرد باید مقدم باشد.

۴ –  عرف باید توافقی نباشد که بر خلف آن صورت گرفته است.

۶ –  تغیر احکام بسبب تغییر عرف و عادت :

احکام که از طریق عرف به اثبات رسیده باشد در صورت تغیر عرف آن احکام نیز تغیر می کنند.

پنجم – مذهب صحابی :

یکی دیگر از منابع احتلافی تشریع در نظام حقوقی اسلام مذهب صحابی میباشد.

تعریف صحابی از نظر علم اصول فقه :

صحابی به کسی گفته میشود که با پیامبر ملاقت کرده و مدتی طولانی را با او بوده و با ایمان کامل از دنیا رخلت کرده باشد.

تعریف صحابی از نزر محدثین :

صحابی به کسی گفته میشود با پیامر دیده و به او ایمان آورده باشد و با ایمان کامل از جهان رفته باشد.

حجت بودن قول صحابی :

شرایع قبل از شریعت اسلام :

تعریف : آن عده احکام و قوانینی میباشد که الله (ج) بر انبیا قبل از بعثت حضرت محمد(ص) فرو فرستاده است.انها احکام و قوانین مزکور را برای امتان خویش تبلیغ نمایند.

انواع شرایع قبل از شریعت اسلامی :

۱ – : احکام شرایع که در قران ویا سنت امده اند همان گونه که بالای دیگر امت های گزشته فرض بودن بالای ما هم فرض است.و دلیل هم موجود باشد به اتفاق علما شرعی میباشد.

۲ – : احکام شرایع که قبلی در قران و سنت امده اند ولی در مورد نسخ انها در شریعت اسلامی دلیلی موجود نباشد این نوع احکام به اتفاق علما در اسلام حجت نمی باشند.

۳ – : اجکام شرایع قبلی که قران و سنت امده ولی در ارتباط به تایید و یا رد انها دلیلی در شریعت اسلامی موجود نباشد این نوع احکام مورد احتلاف علما می باشند.

 

حجت بودن شرایع قبلی :

در قسمت حجت بودن شرایع قبلی علما نظریات متفاوتی ارایه نموده اند بخی انها حجت بودن آن و برخی دیگر آنها برکس ولی دکتور و هبه الزحیلی در کتاب خویش موسوم به اصول الفقه الاسلامی میگوید : حق آن است که شرایع قبلی یعنی نوع  چهار احکام آن نمیتواند در شریعت اسلامی حجت باشد.

استصحاب :

در لغت : به معنای طلب مصاحبت و یا ادامه آن آمده است.

اصطلاح :

 

 

 

 

 

 

 

 

ششم شرایع قبل از شریعت اسلام و تعریف :

منظور از شرایع قبلی آنعده احکام و قوانین میباشد که خداوند بر اتبیا و رسول خویش قبل از بعثت حضرت محمد (ص) فرو فرستاده است . آنها احکام و قوانین مذکور را برای امتان خویش تبلیغ نمایند.

انواع شرایع قبل از شریعت اسلامی :

شرایع قبل از شریعت اسلامی به اعتباریکه برای ما حجت است و یا خیر ؟ به چندین نوع قرار دیل می باشد.

۱ – : احکام شریع قبلی که در قران و سنت امده اند و در ارتباط به اینکه آنها طوریکه بر امت های گزشته فرض بودند بر ما نیز فرض هستند در شریعت اسلامی دلیلی نیز آمده باشد این نوع احکام به اتفاق علما یکی از ادله احکام شرعی می باشد.

۲ – : احکام شریع قبلی که در قرآن و یا سنت آمده اند ولی در مورد نسخ آنها در شریعت اسلامی دلیلی موجود باشد این نوع احکام به اتفاق علما در اسلام حجت نمی باشند.

۳ – : احکام شرایع قبلی که قرآن و یا سنت آمده اند ولی در مورد به تایید و یا رد آنها دلیلی در شریعت اسلامی موجود نباشد این نوع احکام مورد احتلاف علما می باشند.

حجت بودن شرایع قبلی :

 

 

 

 

 

 

لکچر سوم

منابع حقوق  اسلام

حقوق دانان اسلام  منابع  حقوقی اسلام را به دوبخش اساسی تقسيم نموده اند :

اول : منابع اصلی که عبارت از قرآن کريم و سنت( r)ميباشد .

دوم : منابع فرعی يا استنباطی است که به دو نوع تقسيم شده است :

نوع اول : منابع اتفاقی که عبارت از اجماع و قياس است .

نوع دوم : منابع اختلافی که عبارت است از :

1-مصالح مرسله.

2- عرف .

3- استحسان .

4- استصحاب.

5- شرع من قبلنا (شريعت کذشتگان).

6- مذهب  صحابی .

که درين سمستر اين موضوعات تحت فصل های جداگانه تدريس ميگردد.

منبع اول : قرآن عظیم الشان (مصدر اول واساسی نظام حقوقی اسلام :

معنای لغوی قرآن : در مورد اينکه قرآن لفظ مشتق است و يا جامد علماء دو نظر دارند :

نظر اول: مشتق بودن لفظ قرآن:  نظر دانشمندانی است که ميگويند قرآن کريم لفظی است که از فعل “قرأ” مشتق شده است که به معنای تلاوت است که مرادف قرائت ميباشد ودليل آنها اين آيت شريف است  ) وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ (([1]) ترجمه : يعنی به قرائت عجله مکن قبل ازينکه جبريل (A) از قرائت خود خلاص شود. ) إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا( ([2])  ترجمه: یعنی در قرائت قرآن کريم هنگام صبح ملائکه حضور يافته بالای انسان شهادت ميدهند .

بناء به نظر آنها قرآن کریم در لغت به وزن غفران بوده که نامی است برای مقرو و يا متلو ) إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ (  ترجمه: چرا که جمع‌کردن و خواندن آن بر عهده ماست!  )فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ( ([3])  ترجمه: پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن!

نظر دوم: عَلَم (نام) بودن لفظ قرآن: تعدادی از علمای قرآن شناسی به اين نظرند که کلمهء قرآن کریم مشتق نبوده ، بلکه از ابتداء نامی برای کلام الله(سبحانه وتعالی) ميباشد ، چنانچه ساير نامها به همين شکل بوده است ، در راس آنها امام شافعی ميباشد به اين نظر بود که کلمهء قرآن کریم مهموز ويا مشتق نيست بلکه ناميست که برای کلام  الله ((سبحانه وتعالی))نازل شده بالای محمد (r) بيان شده است . ([4])

دكتور محمد (دراز) ميگويد : در نامگذاری قرآن کريم به قرآن ، تلاوت آن به زبان مراعات شده است و در نامگذاری آن به کتاب تدوين آن در کتاب توسط قلم مراعات شده است .

دکتور علی عبيد ميگويد قرآن کریم بايد در دو بخش حفظ گردد يکی در سينه ها وديگرش در نوشته ها . ([5])

تعريف قرآن کريم در اصطلاح : قرآن کریم کلام معجز الله ((سبحانه وتعالی)) است  که از لوح محفوظ توسط جبرئيل امين بالای محمد (r) در مدت 23 سال نازل شده ، درسينه ها حفظ گرديده ، در صحيفه ها نوشته شده ، بشکل متواتر به ما نقل گرديده ، با تلاوت آن عبادت صورت ميگيرد ، که با سورهء فاتحه آغاز  میشود و با سورهء الناس ختم ميگردد .

شرح تعريف : تعريف فوق موضوعات ذيل را ارائه ميدارد :

کلام : قرآن عظيم الشان کلام رب العالمين است . الله ((سبحانه وتعالی))ميفرمايد : ) إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ القرآن تَنْزِيلاً ( ([6])  ترجمه: مسلمان ما قرآن را بر تو نازل کردیم!

معجز : قرآن عظيم الشان معجزهء بزرگ الهی تا روز قيامت است . )قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا القرآن لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً ( ([7])   ترجمه: بگو: اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن  کریم را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند.

کلام معجز الله ((سبحانه وتعالی)) : قرآن عظيم الشان از جانب الله ((سبحانه وتعالی)) نازل گرديده است. )وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى القرآن مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ( ([8])   ترجمه: به یقین این قرآن از سوی حکیم و دانایی بر تو القا می‌شود. )وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ( ([9])   ترجمه: مسلمان این (قرآن کریم) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است!

از لوح محفوظ : ) بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ (ترجمه: (این آیات، سحر و دروغ نیست،) بلکه قرآن باعظمت است…    ) فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ( ([10])    ترجمه: که در لوح محفوظ جای دارد!

توسط جبرئيل امين (A):)نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ( ([11])  ترجمه: روح الامین آن را نازل کرده است…

بالای محمد (r) : )وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ (  ترجمه: مسلمان این (قرآن کریم) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است! ) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ (  ترجمه: روح الامین آن را نازل کرده است… )عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ ( ترجمه: بر قلب (پاک) تو، تا از انذارکنندگان باشی!  ) بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ( ([12])    ترجمه: آن را به زبان عربی آشکار (نازل کرد)!

در مدت 23 سال : )وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ القرآن  جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَرَتَّلْناهُ تَرْتِيلاً( ([13])  ترجمه: و کافران گفتند: «چرا قرآن کریم یکجا بر او نازل نمی‌شود؟!» این بخاطر آن است که قلب تو را بوسیله آن محکم داریم، و (از این رو) آن را به تدریج بر تو خواندیم.

درسينه ها حفظ گرديده: قرآن عظيم الشان از زمان نزول تا امروز در سينه های مسلمانان حفظ ميباشد ، واکنون يگانه کتابيکه در روی کرهء زمين به مليونها حافظ دارد که از اول تا آخر آنرا حفظ نموده است قرآن عظيم الشان ميباشد .

در صحيفه ها نوشته شده : قرآن عظيم الشان از آغاز نزول تا امروز به شکل کتاب در صحيفه ها نوشته شده است ، که تاروز قيامت اين پروسه دوام مينمايد.

بشکل متواتر به ما نقل گرديده :  هرگاه يک تعداد زياد از مردم يک خبر ويا يک اثر را نقل نمايند در آن امکان دروغ وجود نميداشته باشد ، قرآن عظيم الشان را گروه های مردم از زمان نزول تا امروز به يکديگر نقل نموده اند و تا روز قيامت ادامه ميابد . در حاليکه در نقل احاديث احيانا يک نفر ويا دونفر موجود ميباشد ، واحاديثی که بشکل متواتر نقل شده است تعداد شان نسبت به ساير احاديث بسيار کم است .

با تلاوت آن عبادت صورت ميگيرد : يگانه کتابی که تلاوت الفاظ آن در عبادت بخصوص در نماز صورت ميگيرد قرآن عظيم الشان است . اما احاديث اگر چه وحی خفی ميباشند ولی با تلاوت آن درنماز ها عبادت درست نميگردد .

با سورهء فاتحه آغاز : قرآن عظيم الشان اگر چه در طول 23 سال نظر به ضرورت ها نازل ميشد ، ولی ترتيب آن که آغاز آن سورهء فاتحه و آخر آن سورهء الناس است ، نيز توسط ملائکه به پيامبر اسلام تعليم داده شده است .  عثمان (y) ميفرمايد : هنگاميکه بالای رسول الله (r) سوره های متعدد نازل ميشد کسانيرا که قرآن کریم را نوشته مينمودند ميخواست و برای شان ميگفت که اين سوره را در فلان جای بگذاريد ، وهرگاه آيتی بالايش نازل ميشد ميگفت اين آيت را در فلانی سورهء که درآن فلان موضوعات ذکر شده است بگذاريد . ([14])

سورهء الناس ختم ميگردد.  سوره الناس آخیرین سوره قرآن کریم است.

 

[1] –   سورهء طه ، آيت :114  ..

[2] –  سورهء الإسراء آيت: 78.

[3] – سورهء القيامة: آيت 17 ،18.

[4]  –  تاريخ قرآن کريم  الكريم ، تاليف محمد طاهر الكردي 1/10

[5]  –  جمع قرآن کريم  الكريم حفظا وكتابة تاليف علي بن سليمان العبيد

[6]  – سورهء الانسان آیت:23..

[7]  –  سورهء الاسراء آیت: 88 ..

[8]  – سورهء النمل آیت: 6 ..

[9]  – سورهء الشعراء آیت: 192..

[10]  – سورهء البروج آیت: 21/ 22..

[11]  – سورهء الشعراء آیت: 193..

[12]  – سورهء الشعراء آیت: 192 الی 195..

[13]  – سورهء الفرقان آیت: 32..

[14]  –  الحديث أخرجه أحمد في مسنده ج1 – ص57 ،69 ، والترمذي في كتاب التفسير ، تفسير سورة التوبة . سنن الترمذي ج5 – ص272 ، وأبو داود في كتاب الصلاة ، باب ما جاء من جهر بها . سنن أبي داود ج1 – ص268 . والحاكم في المستدرك ج2 – ص221، 330 وصححه ووافقه الذهبي .

POST A COMMENT.