تحقیق و نگارش : پروفیسور نورالحق عزیزی

الحمد لله والصلوة والسلام علی افضل الوری ، محمد وآله واصحابه المتأدبین بالتقوی و من تبعهم باحسان الی یوم الدین

امابعد:

قال الله تبارک وتعالی:﴿ الرَّحْمَنُ ، عَلَّمَ الْقُرْآَنَ  ،خَلَقَ الْإِنْسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَيَانَ﴾.([1])

قرآن همواره،حقائق علمی وواقعیت های عینی واسرار آفرینش جهان هستی را بیان داشته،اصول،مبادی،قوانین ورموزخلقت را درهمه زمینه ها توضیح نموده،همه راازآثارقدرت وصنعت پروردگار یکتا وتوانا معرفی میدارد..

حقائق مربوط  به خلقت انسان را بازبان سمبولیک وعلمی،درقالب داستان ها ی متعدد، ازمردمان وقرن های گذشته باجزئیاتی روشن وواضح بیان میکند،وبه ادامه تلاشها درکشف این اسرار فراخوانده ، راه رابسوی انکشاف درهمه عرصه های زندگی بشرهموار میسازد.

انسان رامحور اصلی همه موجودات معرفی،واوراازاسرار جهان وهستی که همه تابع ومسخربه اواند، آگاه میسازد.

الله(Y) دیانات سماوی وپیامبران الهی را بمنظورهدایت وراهنمائی انسان فرستاد،و او را مورد خطاب قرار داد ،وهمه ازانسان وبا انسان سخن میگویند،ویا درامورمتعلق به اوبحث میکنند.اوراعهده دارعمران وآبادانی زمین گردانید واستعداد ها وتوانائی های مختلف را با تعلیم علم الاسماء،به اوبخشید،تا این هستی وکائنات معنی پیدا کند وهدف اصلی وحقیقی خلقت انسان که عبارت از کسب معرفت الهی وانجام عبادت اوتعالی است،تحقق یابد.﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ[[2]] (جن وانس راجزبرای عبادت نیافریدم).عبادتی که به پاره ازاذکار و اوراد و تسبیحا ت معین خلاصه نمیشود؛(طوریکه ازلوازم حال ملائکه میباشد وجز آن را نمیشناسند). بلکه هدف،عبادت مقصودی وجامع،بمعنای عام وشامل آن میباشد،وهمه امورزندگی را  در بردارد.

چونکه معرفت وعلم،ازلوازم عبادت است،استعداد کسب علم ومعرفت نیز برای انسان داده شد ومعارف و وسائل آن را دراختیار ش قرار داد و او را مکلف به حصول آن گردانید،ودراولین آیه قرآنی که رابطه بین آسمان وزمین را بر قرار میکند، انسان مورد خطاب قرارمیگیرد وبه اثرآن مکلفیت پیدامیکند تابخواند وباندیشد وبا استفاده ازقلم، دراندوختن وتدوین علوم ومعارف بپردازد.*

به عبودیت ذات احدیت فرا میخواند تا از آن طریق کسب نیروکند،روح خود را تقویت بخشیده ،برهمه طواغیت وخدایان دروغینی که مورد عبادت ابلهان وجاهلان قرار گرفته است،وبه انحراف کشانده شده اند،خط بطلان بکشد.وازقید و بند زر و زور قدرتمندان وجاه طلبان وشیاطین که راه تکامل رامسدود ساخته اند ,خود را برهاند؛نفس وقلب خود را از پلیدی ها ی مادی ومعنوی برهاند؛و دراین راه ازالله (Y)استمداد نموده، براه هدایت را هسپارشود.

انسان راموجودی بلند مرتبه،گرامی،وبرترازهمه موجودات هستی معرفی میکند؛واورا ازکرامت؛عزت ومقام شائسته وفوق العاده برخوردار نموده است.

انسان راخلاصه وچکیده همه جهان وهستی قرارمیدهد:﴿ وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آَدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا[[3]] (مسلما گرامی داشتیم فرزندان آدم را وبرداشتیم ایشان را دربیابان ودردریا،وروزی دادیم ایشان را ازپاکیزه ها وبرتری دادیم ایشان را بربسیاری ازآنچه آفریده ایم به برتری دادن).

 همه موجودات هستی را تحت تسخیراوقرارداد:﴿ وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ ..[[4]](ومسخرکرد برای شما آنچه درآسمان هاست وآنچه درزمین است؛همه رایکجا ازجانب خود).

﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا[[5]](اوتعالی آن ذاتیست که بیافرید برای شما هرچه درزمین است ؛همه را).

ازروح مقدس خود دراو دمید واو را مسجود ملائکه گردانید:﴿ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ[[6]](پس چون راست کنم او راوبدمم دراو از روح خود،افتیدند به او سجده کنان).

او را خلیفه خویش ساخته ،علم اسماء را برایش بیآموخت:﴿ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً [[7]] (یادکن آنگاهی راپروردگاربه ملائکه گفت:من آفریننده ام درزمین خلیفه ای ).

﴿وَعَلَّمَ آَدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا[[8]](..وبیاموخت الله (Y)برایآدم نام های همه موجودات را).

(365) بار ازانسان به لفظ (انس وناس ویا مشتقات آن) درقرآن ذکربعمل آمده است؛که نهایت ارجگذاری برای انسان رانشان میدهد.

جاهلیت در برابر همه این حقائق قد علم کرده؛همه کرامت،عزت،ومقام شائسته انسان را نا دیده گرفت و از دریچه مادیات محض،اورا مورد مطالعه قرار داد،ازروح مقدس که انسانیت اورا تمثیل میکند؛انکارنمود؛واورا درمحدوده تنگ وتاریک مادیگری وحیوانیت محصورگردانید؛واورا پست وذلیل ساخت؛به حدی که خود را در مقابل هرچیزی دیگری خوار وحقیر شمرد،ومخلوقی را مستحق عبادت شناخته،مورد پرستش قرارداد.

انسان را مقهورجبرهای زندگی ازقبیل:جبراقتصاد،اجتماع،تاریخ و..ساخت که در نتیجه, مقاومت خود را دربرابرآن از دست داد،وخود را درمقابل آن ناتوان وشکست خورده یافت؛وسرانجام به انحراف گرائید . انسان را  موجود مادی  و حیوانی, ازجنس ونسل حیوانا ت معرفی کرد،که جزازنگاه شکل وصورت ظاهری وفزیکی، تفاوت دیگری باحیوان ندارد؛انسان رابه ابزار برابرنمود ,با این تفاوت که او ابزارسازاست.دین،عقیده،ارزش های معنوی ؛فضائل اخلاقی وصفات نیک انسان را نفی نموده طغیان وسرکشی را اصل ومنش آدمی انگاشت،وبه این ترتیب؛ازجایگاه ومقام عالی وبرترانسانی, به پست ترین نقطه انحطاط و رزیلت اورا سقوط داد.

با تأسی ازاین افکار ونظریات  مادی ، فلاسفه  مانند : داروین، فروید؛ نیچه  و  امثالهم،  مدنیت  غربی را اساس گذاری نمودند؛وبربنیاد آن، مکاتب فلسفی ایجاد گردید که جز خواسته های مادی وغریزی،نیازهای روحی ومعنوی انسان را پاسخ گفته نمیتواند،وبه این سبب،اشباع غرائز حیوانی هدف ومقصد اساسی انسان  معرفی  شد؛ و مقدمات سقوط و هلاکت بشریت را  فراهم  نمود ؛  که دست آورد های  علمی، صنعتی، وتکنالوژی در راستای همین اهداف مادی بکارگماشته شد؛که درحقیقت امر، درجهت نابودی بشر مورد استفاده قرارگرفت،وهمه ناشی از برداشت غلط وتفسیر نادرست وتعبیرنامناسب آنها ازانسان است .بناءاَ تصحیح نظریات وبرداشت های غیرصحیح ؛باچهره گشائی تصویر حقیقی انسان درپرتو انوار وحی الهی؛یگانه راه حل اساسی این معضل میباشد.

بنابرآن, لازم دانستم تا رساله راتحت عنوان (تقویم انسان در قرآن) روی دست گرفته،حقائق علمی راپیرامون انسان؛ باالهام گیری از منبع اصلی وسرچشمه نور وهدایت قرآن؛در اختیار دانشمندان وعلاقمندان قرار بدهم،تا توانسته باشم؛ کلید اصلی حل مشکل؛ وراه درست وصحیح شناخت انسان را با استفاده ازموثق ترین وقوی ترین منبع که عبارت ازوحی الهی(قرآن عظیم الشان)است؛ روشن نموده؛ غبار را ازچهره اصلی وتابناک حق وحقیقت زدوده؛صفائی وطراوت آنرابازگردانم.

درین رساله تلاش بعمل می آید تا حقائق پوشیده وپنهانی؛پیرامون انسان وپرسش های اساسی را درزمینه ؛درآئینه قرآن ونصوص شرعی  ؛ وبااستفاده از علوم  تجربی، فلسفی, متافزیکی؛ وبخش های مختلف علوم اجتماعی مانند:جامعه شناسی؛روان شناسی باابعاد مختلف آن،آشکارگردد.

این رساله شامل مقدمه؛محتوای موضوع (حاوی پنج فصل)نتیجه ؛ پیشنهادات وفهرست منابع ومآخذ،میباشد.

متن رساله که انعکاس دهنده محتوای اصلی موضوع میباشد؛درپنج فصل مرتب گردیده،وهرفصل شامل مباحث،وهرمبحث،شامل چندین عنوان فرعی میباشد.واکثرآنها درفهرست مندرجات انعکاس نیافته ودرضمن معرفی فهرست تفصیلی؛به آن اشاره شده است،رساله درپنج فصل باترتیب ذیل مرتب گردیده است:

فصل اول:(مروری به گذشته موضوع)، دراین فصل پیرامون زمینه های تاریخی موضوع وتاریخچه علم انسان شناسی،بصورت موجز؛باپیگیری مراحل مختلف وتطورات تدریجی آن بحث بعمل آمده وبا ارائه دلائل موثق, تاریخی وعینی ثابت گردیده است که اساسگذار علم انسان شناسی بصورت نظری, قرآنکریم ونصوص شرعی بوده وبصورت عملی، دانشمندان اسلامی؛ مانند: ابن خلدون والبیرونی وغیره آنرا بنیان گذاری نموده اند.درقسمت اخیر این مبحث،بعضی ازمنابع ومآخذ معتبریکه درجریان کارتحقیق ازآن استفاده بعمل آمده؛معرفی گردیده است.

درفصل دوم تحت عنوان:(حقیقت انسان)؛تصوّرقرآن پیرامون حقیقت انسان درروشنائی نصوص شرعی؛مورد بحث قرارگرفته ومطالب ومحتویات آن, درچهار مبحث،تحت عناوین:انسان چیست؟خلقت آدم(u)،خلقت سائرانسان ها،نفس، روح و جسم،مرتب گردیده است.

دراین مبحث تلاش بعمل آمده است ؛تاچهره واقعی وحقیقی انسان از نظر قرآن بمعرفی گرفته شود؛ قرآن که به زبان رمزی وسمبولیک، حقائق رابازگو میکند. هرگز تعریف مشخصی را درمورد اشیاء ارائه نکرده است؛طبق تصورقرآن،انسان موجودی رسالتمند وباهدف،دارای نیروهای مختلف مادی ومعنوی،واستعدادهای بزرگ است،که نمیتوان همه این امور را درقالب الفاظ مشخص به معرفی گرفت، قرآن این حقیقت را بازگومیکند که ما شمارا شاهد آفرینش خلقت نگردانیده ایم؛ این موضوع، ،ودرک رسالت وهدف خلقت وآفرینش انسان از مبرمیت خاص واهمیت فوق العاده برخورداراست؛امری که به زندگی وامورات مربوط به آن؛ رابطه مستقیم دارد ومسیرآن راتعین میکند.

درفصل سوم :(جایگاه ومقام انسان ازنظرقرآن)جایگاه ومقام عالی انسان دراین جهان هستی،بعنوان موجود برگزیده وسرور وسردارجهان،درسه مبحث تحت عناوین: کرامت بشری،منصب خلافت و تسخیرموجودات ،مورد بحث قرارگرفته است.وبازگوکننده عظمت انسان،دربین موجودات هستی میباشد؛ودرک این حقیقت برای انسان عزت نفس واطمینان قلبی میبخشد،واورا از  ذلت و زبونی نجات میدهد.

درفصل چهارم(رسالت انسان ازنظرقرآن)،رسالت عظیم ومسئولیت سنگینی که انسان آنرامتحمّل شده است؛ ومکلف به بسررساندن آن است، بصورت مختصر؛ در چهار مبحث, تحت عناوین:عبادت وبندگی الله(Y)، حاکمیت قانون الهی، عمران وآبادانی زمین،وصول به کرامت انسانی، اهدافی که بمنظورتحقق آن آفریده شده وحامل امانت الهی گردیده است، مرتب  ومورد بحث قرارگرفته است.

درفصل پنجم :(انسان ازنظرادیان ومکاتب فکری معاصر),انسان ازدیدگاه ادیان مهم وزنده جهان وبعضی ازمکاتب فکری معاصر،بصورت مقایسوی با دیدگاه اسلام،در(چهار)مبحث،به ترتیب،تحت عناوین:ادیان توحیدی:(یهودیت،مسیحیت واسلام)، ادیان وضعی،مکاتب فکری معاصرموربحث قرارگرفته وبصورت مقایسوی پیرامون حقوق بشرازدیدگاه اعلامیه جهانی حقوق بشرمصوب سال(1948) م وحقوق بشراسلامی،بحث صورت گرفته است؛ ومزایای حقوق بشراسلامی ازحیث قدامت تاریخی،الزامی بودن،وازحیث عمق وشمولیت،درمقایسه بااعلامیه جهانی حقوق بشر,بیان گردیده است.

موجودیت موانع ومشکلات عمده واساسی ازقبیل:عدم دسترسی به مراجع ومآخذ علمی،نبودامکانات کافی مورد ضرورت درکارتحقیق،وده ها مشکل دیگر سد راه پیشبرد تحقیقات علمی درکشورگردیده وروندانجام پژوهش های علمی راطبق معیارهای پذیرفته شده علمی واکادمیک ،به سکتگی مواجه نموده است، چونکه بنده نیزازاین امرمستثنی نبود،لذاباموانع وعوائق بزرگی برخورده است. اما باوجود این همه موانع،تشویق وهمکاری دوستان وهمکاران علمی دراکادمی علوم وعلاقمندی وافر نسبت به موضوع , بنده را وا داشت تا بامشکلات مقابله نموده وبه کارهای علمی- تحقیقی خویش طبق مفردات وپلان قبلی ادامه داده وبه توفیق پروردگار یکتا و توانا کارپروژه رابه پایه اکمال برساند.

البته ازهمکاری ها و راهنمائی های بی شائبه دانشمند محترم استاد اکادیمیسین عبدالأحد “عشرتی” بحیث استاد راهنما، وازسائر دانشمندان وهمکاران تقریظ دهنده، هریک :محترم معاون سرمحقق میرمحمدشریف پاکرای،ومحترم استاد پوهنمل عبدالأحد”مسلم”،اظهارسپاس وامتنان مینمایم وپاداش عظیم اخروی را برایشان ازخداوند منان آرزو مندم.

بحث پیرامون موضوع ،تحت عنوان(انسان درقرآن) ایجاب تحقیقات بیشتر  را میکند، و بنده حقیر,هرگز وبه هیچ وجه, این ادعا را ندارد که تحقیقات لازم و درخور این پدیده ناشناخته شده یعنی (انسان) را طورشائسته وکامل انجام داده است.

رساله هذا طبیعتا،خالی ازخلاها ونواقص نبوده، بناءً از دوستانیکه به اشتباهات وخلاها متوجه میشوند ،تقاضا میگرددتا درتصحیح آن, همکاری ومعاونت خود را دریغ ننمایند وضمن دعای خیر،از ارائه تعلیقات وپیشنهادات مفید وسازنده شان مارا مستفید سازند.

ازالله(Y) خواستارم تا این سعی ناچیز بنده را در راستای خدمت به اسلام  ومسلمانان وفرهنگ ناب اسلامی،مثمرثمرگردانیده ,درجمله حسنات وباقیات صالحات ،مورد قبول درگاه خویش قراردهد.(آمین یارب العالمین)

والسلام

محقق نورالحق”عزیزی”

کابل ــ افغانستان

27- 1- 1387

[1]– سورة الرحمن/ 1- 4.

[2] – سورة الذاریات /56.

* اشاره است به آیات 1-5 سورة العلق.

[3] – سورة الاسراء /70.

[4] – سورة الجاثیة /13.

[5] – سورة البقرة /29.

[6] – سورة ص /72.

[7] – سورة البقرة/34.

[8] – سورة البقرة /30.

POST A COMMENT.